یافتن پست: #شکست

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﺩﻟﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺩﯼ . . .

ﻧﮕﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﺩﺯﺩﯾﺪﯼ . . .

ﺍﺣﺴﺎﺳﯽ ﮐﻪ ﭘﮋﻣﺮﺩﯼ . . .

ﺩﺳﺘﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﮔﺮﻓﺘﯽ . . .

ﺻﺪﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﺷﺒﻬﺎ ﺑﺎ ﺁﻥ ﺁﺭﺍﻡ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯽ . . .

ﻧﺎﻥ ﻭ ﻧﻤﮑﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺭﺩﯼ . . .

ﺣﺘﯽ ﻧﻤﮑﺪﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺷﮑﺴﺘﯽ . ..

ﻫﻤﻪ . . .ﺣﻼﻟﺖ ﺑﺎﺷﺪ !

ﺟﺰ " ﻟﺮﺯ ﺩﻟﻢ ﺩﺭﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﻮﺳﻪ !"

ﺣﺮﺍﻣﺖ ﺑﺎﺷﺪ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﮔﻨﺎﻩ ﻋﺎﺩﺕ ﺩﺍﺩﯼ ﻭ ﺭﻓﺘﯽ
دیدگاه  •   •   •  1392/07/23 - 20:45
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/23 - 20:25
+3
بهناز جوجو
بهناز جوجو

نمی توانی درک کنی... باید دلت شکسته باشد باید دورت زده باشند باید تهمت شنیده باشی باید خار شده باشی له ات کرده باشند تا بفهمی غیر از خدا هیچکس رو نداری!!!!

دیدگاه  •   •   •  1392/07/23 - 18:05
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
سوار تاکسی شدم یه هو دیدم رو داشبورد نوشته "به یاد نرگس"
به راننده گفتم داداش قضیه این نرگس چیه ؟؟
گفت دوس دخترم بود ولم کرد :|
من فکر کردم اگه ماشین خریدم باید رو داشبورد ماشینم
یه دفتر صد برگ بزنم آمار شکست عشقی های که خوردم با اونایی که شکست عشقی دادم رو بنویسم توش!
تا الان شده 150 نفر با پسر همسایه هامون :|
دیدگاه  •   •   •  1392/07/22 - 20:02
+1
roya
roya

هرگز نگو "دوستت دارم " ! _: اگر حقیقتا به آن اهمیت نمی دهی... .
درباره ی "احساسات " سخن نگو _: اگر واقعا وجود ندارد... .
هرگز "دستی را نگیر" ! _: وقتی قصد شکستن قلبش را داری... .
هرگز نگو "برای همیشه " ! _: وقتی می دانی جدا می شوی... .
هرگز "به چشمانی نگاه نکن " ! _: وقتی قصد دروغ گفتن داری... .
هرگز "سلامی نده" ! _: وقتی می دانی خداحافظی در پیش است... .
"قلبی را قفل نکن " ! _: وقتی کلیدش را نداری


دیدگاه  •   •   •  1392/07/19 - 19:14
+4
این روزها تنها هنر آدم ها دل شکستن است …


دیدگاه  •   •   •  1392/07/18 - 22:23
+5
من و تو شباهت های متفاوتی باهم داریم :
هر دو شکستیم ؛ تو قلب مرا ، من غرورم را
هر دو رقصیدیم ؛ تو با دیگری ، من با سازهای تو
هر دو بازی کردیم ؛ تو با من ، من با سرنوشتم
و در آخر هر دو پی بردیم
تو به “حماقت” من ، من به “پست” بودن تو
آری ، این شباهت های متفاوت هر روز آشکارتر میشود …





دیدگاه  •   •   •  1392/07/18 - 22:21
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/18 - 20:23
+7
Sanaz Arzani
Sanaz Arzani
دستمال کاغذی به اشک گفت:

قطره قطره ات طلاست!

یک کم از طلای خود حراج میکنی؟

عاشقم...

با من ازدواج میکنی؟

اشک گفت: ازدواج اشک و دستمال کاغذی؟؟!

تو چقدر ساده ای!

خوش خیال کاغذی!

توی ازدواج ما تو مچاله میشوی

چرک میشوی و آخرش تکه ای زباله میشوی

دستمال کاغذی دلش شکست

گوشه ای کنار جعبه اش نشست

گریه کرد و گریه کرد و گریه کرد

آخرش هم، طفلکی تکه ای زباله شد

او ولی شبیه دیگران نشد

 چرک و زشت مثل این و آن نشد

او

با تمام دستمال های کاغذی

فرق داشت

چونکه در میان قلب خود

دانه دانه اشک کاشت!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/17 - 15:35
+9
یادمان باشد : وقتی کسی را به خودمان وابسته کردیم !

در برابرش مسئولیم …

در برابر اشکهایش ؛

شکستن غرورش ،

لحظه های شکستنش در تنهایی و لحظه های بی قراری اش ….

واگر یادمان برود !

در جایی دیگر سرنوشت یادمان خواهد آورد ،

واین بار ما خود فراموش خواهیم شد...

و این قانون زندگیست!!!


آخرین ویرایش توسط marjan در [1392/07/16 - 18:36]
دیدگاه  •   •   •  1392/07/16 - 18:35
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ