یافتن پست: #شکست

korosh
korosh
دیدگاه  •   •   •  1392/05/5 - 15:37
+5
-1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ساعت 3 شب بود که صدای تلفن، پسر را از خواب بیدار کرد.
پشت خط مادرش بود، پسر با عصبانیت گفت: چرا این وقت شب
مرا از خواب بیدار کردی؟
مادر گفت: ۲۵ سال قبل در همین موقع، شب تو مرا از خواب بیدار
کردی فقط خواستم بگویم تولدت مبارک.
پسر از اینکه دل مادرش را شکسته بود تا صبح خوابش نبرد.
صبح سراغ مادرش رفت. وقتی داخل خانه شد مادرش را پشت
میز تلفن با شمع نیمه سوخته یافت..
ولی مادر دیگر در این دنیا نبود...
2 دیدگاه  •   •   •  1392/05/5 - 14:19
+6
korosh
korosh


تکیه بر دیوار کردم خاک بر پشتم نشست
دوستی با هر که کردم عاقبت قلبم شکست

دیدگاه  •   •   •  1392/05/5 - 12:15
+5
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
1 دیدگاه  •   •   •  1392/05/5 - 00:45
+3
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
1 دیدگاه  •   •   •  1392/05/5 - 00:32
+1
fingliiiiiiii
fingliiiiiiii
آن شب که که زعشق خسته بودم درمانده دلی شکسته بودم رفتم به سراغ مطرب و می  دیدم که چو من خراب و خوابند
دیدگاه  •   •   •  1392/05/4 - 21:39
+3
fingliiiiiiii
fingliiiiiiii
شکست تجربه ایست برای موفقییت در شناخت شکست ها....اشک مرا به معراج رساند
دیدگاه  •   •   •  1392/05/4 - 17:06
+6
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

راه مسجد نه همه بهر نماز است
بنـــــگر بــــــرهت کـــــرا نیاز است
گریک دل بشکسته تــو آباد کنی

بهتر ز هـــــــزار وعــده نماز است

دیدگاه  •   •   •  1392/05/4 - 16:03
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

میدونی درد من از فــــــــــراق تــــو چگونه بود
دل آشفتــه ی  من ز داغ تــــــو دیــــــوونه بود

میدونی چرا چنین شکستـــــــــه و نزار شدم

آخه عکست توی قاب رو میز من تـو خونه بود

دیدگاه  •   •   •  1392/05/4 - 15:58
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

با تو هستم ای همه ساز و همه سوز چون تو رفتی من جه دانم که ندارم شب و روز با تو هستم ای همه افسون همه یاد دگر از ما نگرفتی خبر و بردی ز یاد با تو هستم ای همه تار و همه پود که رسیدن به تو دریا شده بودم همه رود با تو هستم ای همه عالم همه راز بردهء عشق تو بودم با خرید همه ناز با تو هستم ای همه عشق و همه مستی چرا با بستن آن عهد ز عشقت تو گسستی با تو هستم ای همه رویا همه خواب همه آرزوی من تو ولی آخر تو شدی نقش بر آب با تو هستم ای همه درد و همه غم گر چه دانی من شکستم ولی اکنون تو نیایی به سراغم با تو هستم ای همه تردید همه شک چون به دریا رو زدم من که بریزم همه اشک با تو هستم ای همه شوق و همه شور نه تو خورشید نه تو فانوس نه تو نور

دیدگاه  •   •   •  1392/05/4 - 15:46
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ