یافتن پست: #صدا

Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

از همه‌ی زندگی‌ام – در یادم فقط پاییزی است
دمی‌که  از میان پنجره‌ی خیس از باران
نگاه می‌کنم و می‌بینم
راهی روان به دوردست
بر راهمی‌یابم جاپایی عمیق در این جاپا
خانه‌ای می‌سازم
در این خانه- می‌کارم سرخس کودکی ام را بر این سرخس-
رؤیای شکوفه‌ای رخشان می‌بینم بر این شکوفهقطره‌ای می‌بینم در قطره-
دوباره چهره‌ی قدیمی ‌را باز می‌شناسم
در این چهرهمی‌شنوم صدای خودم را...

دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 15:43
+5
AmiR
AmiR

چند ماه گذشته از رفتنت

هنوز ازت خبرری نیستو منم دارم

دیونه تر میشم

دلم برا صدات

برا دوستدارم گفتنات

برا طرز نگات

برا خندیدنات

برا عطر تنت

تنگ شده

خدایا از تو میخوامش خودت برشگردونش
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 15:33
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تاریکی اتاقم شکسته می شود با نوری ضعیف...

لرزشی روی میز کنار تختم!

از این صدا متنفر بودم امّا....

چشمهایم را میمالم...:

"new message"

...تا لود شود آرزو می کنم٬کاش او باشد

...سکوت می کنم

آرزوی بی جایی بود...!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 13:41
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
دلم یه اتفاق میخواد ...
مثلا یه شماره ناشناس رو صفحه ی گوشی ...
با بی میلی تمام جواب بدم ...
الو...؟
و صدای تو ...
خاص ترین اتفاق زندگی ...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 13:19
+3
be to che???!!
be to che???!!
8 دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 02:38
+2
*elnaz* *
*elnaz* *
آن کَس که بدم گفت، بدی سیرت «او»ست

وان کَس که مرا گفت نکو، «خود» نیکوست


حال متکلم از کلامش پیداست


از کوزه همان برون تراود که در اوست ... !
2 دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 01:39
+2
*elnaz* *
*elnaz* *
یه بار واسم نامه رسید بعد نامه رو باز کردم هرچی منتظر شدم مثل تو فیلما نویسنده ی نامه با صدای خودش نامه رو واسم بخونه،نخوند!!! لحظه ی سختی بود.تمام باورهام فروریخت... {-15-}
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 01:04
+3
be to che???!!
be to che???!!
 وقتي كسي رو دوست داري. حاضري جون فداش كني حاضري دنيا رو بدي فقط يك بار نگاهش كني.

به خاطرش داد بزني.به خاطرش دروغ بگي.............رو همه چيز خط بكشي حتي رو برگ زندگي.

وقتي كسي تو قلبته حاضري دنيا بد باشه........فقط اوني كه عشقته عاشقي رو بلد باشه.

قيد تموم دنيا رو به خاطر اون ميزني..........خيلي چيزا رو مي شكني تا دل اون رو نشكني.

حاضري كه بگزري از دوستاي امروز و قديم.........اما صداشو بشنوي شب از ميون دو تا سيم.

حاضري قلب تو باشه پيش اون گرو..........فقط خدا نكرده اون يك وقت بهت نگه برو.

حاضري هر چي دوست نداشت به خاطرش رها كني.........حسابتو حسابي از مردم شهر جدا كني.

حاضري هر جا كه بري به خاطرش گريه كني..........بگي كه مهتاجشي و به شونه هاش تكيه كني.

وقتي كسي تو قلبته يك چيز قيمتي داري...........ديگه به چشمت نمياد اگر كه ثروتي داري .

حاضري هر چي بشنوي حتي اگر سرزنشه.........به خاطر اون كسي كه خيلي برات با ارزشه.

حاضري هر كي جز اونو ساده فراموش كني.........پشت سرت هر چي ميگن چيزي نگي گوش كني.

حاضري كه بگذري از مقررات و دين و درس...........وقتي كسي رو دوست داري معني نميده ديگه ترس
2 دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 00:13
+2
-1
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

صدای پای گنجشک
تک برگ شاخه را لرزاند و پروازش اووصل برگ را کند
و بر زیر پای درخت انداخت

دیدگاه  •   •   •  1392/05/10 - 22:34
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

دلی شکسته تر از نای نی لبک دارم یواش! دست نزن! شیشه ام ترک دارد چه قدر وسوسه در چشم انتخاب من است که بر صداقت آیینه نیز شک دارم رفیق! بار غریبی به دوش من ماند ست که احتیاج به یک دوست یک کمک دارم صدا زدم که: به من در قبال سکه ی زخم چه می دهید؟ یکی گفت: من نمک دارم من و تو هردو غریبیم و آشنای سکوت خوشم به این که غمی با تو مشترک دارم

دیدگاه  •   •   •  1392/05/10 - 22:24
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ