یافتن پست: #صدا

Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

ستاره می گوید : دلم نمی خواهد غریبه ای باشم میان آبی ها ستاره می گوید : دلم نمی خواهد صدا کنم اما هرجای آوازم به شب درآمیزد کنار تنهایی و بی خطایی ها ستاره میگوید : تنم درین آبی دگر نمی گنجد کجاست آلاله که لحظه ای امشب ردای سرخش رابه عاریت گیرم رها کنم خود را ازین سحابی ها ستاره می گوید : دلم ازین بالا گرفته می خواهم بیایم آن پایین کزین کبودینه ملول و دلگیرم خوشا سرودنها و آفتابی ها

دیدگاه  •   •   •  1392/05/10 - 22:21
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
میخواهم فراموش کنم غمم را
بازپناه می آورم به تو
به عشق تو
نگاه تو
سلام تو
تشنه صدایت میشوم
تشنه آغوشت
تشنه "جانم" گفتنت
که همچون قند آب میشود درقبلم
ومرا به اوج احساس می رساند
خود نمی دانی
اما همه کسم شده ای
تنها دلیل بودنم ماندنم و ادامه دادنم
توخود نمیدانی همه کسم شده ای
دیدگاه  •   •   •  1392/05/10 - 17:59
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
من از عمق وجود خودم ، خدایم را صدا کردم
نمیدانم چه میخواهی ، ولی امروز برای تو ، برای رفع غم هایت
برای قلب زیبایت ، برای آرزوهایت ، به درگاهش دعا کردم
و میدانم خدا از آرزوهایت خبر دارد ، یقین دارم دعاهایم اثر دارد . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/05/10 - 17:49
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
صدایم میزد : ‌”گلم” !
گلی بودم در باغچه ی دلش، اما…
او باغبان عاشقی نبود،
گاهی سر میزد و دل میبرد،
سالها بعددانستم که من تنها نبودم،او باغبان گل های زیادی بود!
برای همیشه به خدا واگذارش کردم
دیدگاه  •   •   •  1392/05/10 - 15:38
+4
roya
roya
دیدگاه  •   •   •  1392/05/10 - 14:53
+3
roya
roya
در CARLO
یه وقتهایی . . .
بعضـــــــــــی ها. . .
بی صدا از زندگیت میروند. . .
بــــــــــــــــــــــــی خداحافظی. . .
با پـــــــــــــــای برهنه،روی نوک پـــــــــا. . .
پـــــــــــــــــــــــاورچین . . .
پـــــــــــــــــــــــــاورچین. . .
تا مبادا صدای تق تق کفشــــــــهایشان. . .
آگـــــــــاهت کند از رفتنشان. . .
و ایــــــــــن. . .
نهـــــــــــــایت . . .
نامــــــــــــــــــــــــــــردیست!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/10 - 14:10
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
پسر گرسنه اش می شود ، شتابان به طرف یخچال می رود

در یخچال را باز می کند

عرق شرم بر پیشانی پدر می نشیند

پسرک این را می داند

دست می برد بطری آب را بر می دارد

کمی آب در لیوان می ریزد

صدایش را بلند می کند:چقدر تشنه بودم

پدر این را می داند پسر کوچولو اش چقدر بزرگ شده است
دیدگاه  •   •   •  1392/05/7 - 16:18
+3
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
دیدگاه  •   •   •  1392/05/7 - 14:56
+3
be to che???!!
be to che???!!
تمام اسم هاي تو موبايلم رو به اسم تو تغيير دادم! حالا هر روز بهم زنگ ميزني، يكبار هم نه، چند بار، تازه تغيير صداهم ميدي! من كه ميدونم تو هم دلت تنگ منه.!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/7 - 14:49
+3
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
1 دیدگاه  •   •   •  1392/05/7 - 14:11
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ