نیوشا
ناگهان ...آرام و بی صدا ...دست بر چشمانت میگذارد...و مثل همیشه....پیش از آنکه نامش را حدس بزنی.....بازی تمام میشود
نیوشا
مرد ها ، اسمشان به سنگدلی معروف است .. زن ها ، به آهن پرستی .. مرد ها و زن ها ، هر دو انکار می کنند ..!! هر دو تنها می گذارند و از تنهایی می نالند .. جمله دوستت دارم شده است جمله ی فرار ، بشنویم ، فرار می کنیم ..! اماهر دو گریه می کنند ، دختر ها بلند ، پسر ها بی صدا ..! هر دو به دنبال کسی که تا ابد تنهایشان نگذارد .. مرد ها تا مانکن ببینند تنها می گذارند ! زن ها تا شاهزاده ای سوار بی ام و ....
علـــــــــــــــــی
حالــــا که رفتـــه ای
بهانه ی خوبی است
«شــب، سکـــوت، کــویر»
فقــط صدای این هــق هــق را
کم کنــــــید
mah3a
خدارو شکر یه شهادت اومد وگرنه معلوم نبود این همه [!] و مداح و گریه کن بعد نوروز باید چیکار میکردن... صدا سیمام که داره میترکونه قربونش برم!
mohammad
دوستت دارمها را، نگه میداری برای روز مبادا
دلم تنگ شدهها را، عاشقتمها را…
این جملهها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمیکنی!
باید آدمش پیدا شود!
باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا، از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد!
سِنت که بالا میرود کلی دوستت دارم پیشت مانده، کلی دلم تنگ شده و عاشقتم مانده که خرج کسی نکردهای و روی هم تلنبار شدهاند!
فرصت نداری صندوقت را خالی کنی.! صندوقت سنگین شده و نمیتوانی با خودت بِکشیاش…
شروع میکنی به خرج کردنشان!
توی میهمانی اگر نگاهت کرد اگر نگاهش را دوست داشتی
توی رقص اگر پابهپایت آمد اگر هوایت را داشت اگر با تو ترانه را به صدای بلند خواند
توی جلسه اگر حرفی را گفت که حرف تو بود اگر استدلالی کرد که تکانت داد
در سفر اگر شوخ و شنگ بود اگر مدام به خندهات انداخت و اگر منظرههای قشنگ را نشانت داد
برای یکی یک دوستت دارم خرج میکنی برای یکی یک دلم برایت تنگ میشود خرج میکنی! یک چقدر زیبایی یک با من میمانی؟
بعد میبینی آدمها فاصله میگیرند متهمت میکنند به هیزی… به مخزدن به اعتماد آدمها!
سواستفاده کردن و معرکهگیری…
امیرحسین
یکی از دوستام می گفت : یه پشه اومده بود تو اتاقم اومدم بزنم تو سرش تا صدا سگ بده تا منو دید گریش گرفت بهم گفت این رسم مهمون نوازی نیست من 6 ماه نبودم فکر کردم دم در برام میخوای گاوی گوسقندی چیزی بکشی تو بی معرفت حتی یه پارچه هم نصب نکردی دستاشو باز کرد و منو بقل کرد گفت دلتنگت بودم رفیق بهش گفتم بیا یه خورده دم گوشم ویز ویز کن اصلا صداش مثل لالایی دلنشین بود الانم چایی و شیرینی و اجیلشو خورده و تخت خوابیده بیچاره حق داشت خسته راه بود فردا قراره از خاطرات 6 ماه گذشتش برام بگه...
poria
وقتي دلت گرفت بشين به اندازه تمام دلتنگيات گريه کن . براي اينکه کسي اشکاتو نبينه ماهي کوچيکي شو و به ته دريا برو . ديگه نه کسي صداتو مي شنوه نه کسي اشکاتو مي بينه . حالا فهميدي چرا اب دريا شووره؟
علـــــــــــــــــی
ای سهراب...
کجایی که ببینی...
عشق
دیگر صدای فاصله ها نیست...
صدای فنر تخت است ...!