ashkan
سه نفر ميرن دزدی ! صابخونه بيدار ميشه
و دزدا ميرن هر کدوم تو يه گونی قايم ميشن !
صابخونه مياد و به گونی اول لگد ميزنه…
صدای نون خشک در مياره !
به دومی لگد ميزنه … صدای گردو در مياره !
به گونی سوم لگد ميزنه … هيچ صدايی در نمياد …
دوباره محکم تر لگد ميزنه … باز صدا نميده !؟
دفعه سوم که لگد ميزنه یارو با عصبانيت مياد بيرون
ميگه : بابا … آرده ، آرد … آرد صدا نداره ! ميفهمی ؟
mehdi
مرد ها سکوت نمي کنن...!
**فقط داد ميزنن**...
نمي تونن وقتي که ناراحت هستن...!
گريه کنن و بهونه بگيرن...!
فقط داد ميزنن...!
... ... ... اونا نمي تونن به تو بگن من رو بغل کن تا آروم شم...!
فقط داد ميزنن...!
نمي تونن بگن دلشون مي خواد تو آغوشِ تو گريه کنن...!
فقط داد ميزنن...!
ممکنِ خيلي تو رو دوست داشته باشن...!
اما نمي تونن صداشون رو مثل دختر بچه ها کنن و جيغ بزنن و بگن...!
عاشقتم...!
فقـــــــــــط داد ميزنن...!
اون همه اينا رو قورت مي ده که بگه يه مردِ...!
يه آدمِ محکم که مي تونه تکيه گاهت باشه...!
چون فقط داد ميزنه...!
از دادش دلگير نشو...!
گاهي دلش اونقدر ميگيره که فقط...!
داد ميـــــــــــــ ـــزنه...!ادامه ...—
ali rad
شبگردی میکنم. اما صدای نفسهایت را از پشت
هیچ پنجره و دیواری نمیشنوم. آسوده بخواب نازنینم،
شهر در امن و امان است ... تنها خانهی من است که در آتش میسوزد...
ronak
عشق من , نگو...
نگو از اشکهایت نگو از چشمان بارانی ات....
نیامده ام که تو را بارانی ببینم
ای کاش چشمانت را بارانی نمی دیدم
من عاشق چشمانت هستم
پـس ای بــــــــــــــــــــــــ اران
نبار....
نبار تا چشمانی را ببینم که دوستش دارم
چشمانم از باران پر شده
ای کاش این باران نمی بارید
ای کاش....
ای کاش می دانستی که عاشق چشمانت هستم
ای کاش صدای گریه هایم را می شنیدی
ای کاش می دانستی گریه هایم از دیدن اشکهای توست
ای بــــــــــــــــــــــــ اران,
ای باران اولین باریست که دوست دارم نباری
لعنت به تو....
نفرین به تو ای باران
نبار....نبار....
نبار و حسرت دیدن بر چشمانم مگذار.....
ronak
هر شب مثل دیوونه ها اشکام میریزه بی صدا خودت میدونی ای خدا موندم تنها......