یافتن پست: #صدا

hadith
hadith
با تو از عشق میگفتم

از پشیمانی

و از اینكه فرصتی دوباره هست یا نه ؟!...

در جواب صدایی بی وقفه می گفت:

"دستگاه مشترك مورد نظر خاموش می باشد!!!"
دیدگاه  •   •   •  1390/12/9 - 00:59
+6
ashkan
ashkan
سه نفر ميرن دزدی ! صابخونه بيدار ميشه

و دزدا ميرن هر کدوم تو يه گونی قايم ميشن !

صابخونه مياد و به گونی اول لگد ميزنه…

صدای نون خشک در مياره !

به دومی لگد ميزنه … صدای گردو در مياره !

به گونی سوم لگد ميزنه … هيچ صدايی در نمياد …

دوباره محکم تر لگد ميزنه … باز صدا نميده !؟

دفعه سوم که لگد ميزنه یارو با عصبانيت مياد بيرون

ميگه : بابا … آرده ، آرد … آرد صدا نداره ! ميفهمی ؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 22:44
+6
-1
شاهین
شاهین
گُنجشکه داشته تو هوای سرده زمستون پرواز میکرده... از سرما یخ میزنه میُفته رو زمین..
یه گاوِ داشته رَد میشدِ از قضـــــا یه تاپاله میندازه روش ... گُنجشکه گرمِش میشــــه شروع میکنه به جیک جیک کردن ... یه گربه صداشو میشنوه میاد تمیزش میکنه میخوردش ....
و امّــــــا نتیجه اخلاقیه داستان :
1-هرکَس بهت میرینــــــــه دشمنت نیســـت ... :-O
2-هرکَساز توی گُــــــه درت آورد دوستـــــت نیســـت .... :-O
3-هر وقت تو گُـــه گیر کـــردی دَهنتـــــــــــــــــــو ببنـــــــــد
دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 20:36
+5
mehdi
mehdi
مرد ها سکوت نمي کنن...!
**فقط داد ميزنن**...
نمي تونن وقتي که ناراحت هستن...!
گريه کنن و بهونه بگيرن...!
فقط داد ميزنن...!
... ... ... اونا نمي تونن به تو بگن من رو بغل کن تا آروم شم...!
فقط داد ميزنن...!
نمي تونن بگن دلشون مي خواد تو آغوشِ تو گريه کنن...!
فقط داد ميزنن...!
ممکنِ خيلي تو رو دوست داشته باشن...!
اما نمي تونن صداشون رو مثل دختر بچه ها کنن و جيغ بزنن و بگن...!
عاشقتم...!
فقـــــــــــط داد ميزنن...!
اون همه اينا رو قورت مي ده که بگه يه مردِ...!
يه آدمِ محکم که مي تونه تکيه گاهت باشه...!
چون فقط داد ميزنه...!
از دادش دلگير نشو...!
گاهي دلش اونقدر ميگيره که فقط...!
داد ميـــــــــــــ ـــزنه...!ادامه ...—
دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 18:58
+7
ali rad
ali rad
شبگردی می‌کنم. اما صدای نفس‌هایت را از پشت

هیچ پنجره و دیواری نمی‌شنوم. آسوده بخواب نازنینم،

شهر در امن و امان است ... تنها خانه‌ی من است که در آتش می‌سوزد...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 18:36
+3
sepideh
sepideh
شب امتحان خوابگاه دخترا:
چهار بار دوره کردم ..میفهمی چهاربار.. نتونستم دوره پنجمو بزنم!
مهناز جون اون کتابو بده به من (صدای هق هق و گریه)

شب امتحان خوابگاه پسرا:
( ساعت ۲ نیمه شب همراه با دود قلیون ) مونی مگه نمیگم رد بده! شاهش دست من بود!!‬
دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 11:40
+6
ronak
ronak
عشق من , نگو...
نگو از اشکهایت نگو از چشمان بارانی ات....
نیامده ام که تو را بارانی ببینم
ای کاش چشمانت را بارانی نمی دیدم
من عاشق چشمانت هستم
پـس ای بــــــــــــــــــــــــ اران
نبار....
نبار تا چشمانی را ببینم که دوستش دارم
چشمانم از باران پر شده
ای کاش این باران نمی بارید
ای کاش....
ای کاش می دانستی که عاشق چشمانت هستم
ای کاش صدای گریه هایم را می شنیدی
ای کاش می دانستی گریه هایم از دیدن اشکهای توست
ای بــــــــــــــــــــــــ اران,
ای باران اولین باریست که دوست دارم نباری
لعنت به تو....
نفرین به تو ای باران
نبار....نبار....
نبار و حسرت دیدن بر چشمانم مگذار.....
دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 11:35
+2
ronak
ronak
هر شب مثل دیوونه ها اشکام میریزه بی صدا خودت میدونی ای خدا موندم تنها......
دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 11:01
+3
sasan pool
sasan pool
ملاقات با جانشین دوو سی‌یلو
برای دیدن مطلب به دیدگاه مراجعه کنید
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 10:51
+2
عسل ایرانی
عسل ایرانی
بهلول و بهشت...
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 22:19
+7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ