یافتن پست: #صدا

mah3a
mah3a
این دخترا که اد کردن رو میبندن ولی مسیج رو باز می ذارن مصداق اونن که میگه
" گر ز حکمت ببندد دری ... ز رحمت گشاید در دیگری "
ذوق می کنم وقتی میبینم یه روزنه ی امیدی واسه آشنایی باقی گذاشتن .
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 18:00
+2
ronak
ronak
بعضی‌ آدما مثل ِ نوازنده ی ویلون ،...
میدونن کجای ِ"مغزت" راه برن ،...
تا صدات در بیاد !!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 16:50
+7
☺SAEED☻
☺SAEED☻
ما مردمانی هستیم که به راحتی به هم دروغ میگیم ،ولی بزرگترین معیارمون برای شروع دوستی صداقته!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 16:41
+5
tamanna
tamanna
a year without rain

Oooooooooh
Oeeeeeeh
Can you feel me
When I think about you
With every breath I take
Every minute
Don’t matter what I do
My world is an empty place
Like I’ve been wonderin’ the desert
For a thousand days (oooh)
Don’t know if it’s a mirage
But I always see your face, Baby

I’m missing you so much
Can’t help it even now
A day without you is like a year without rain
I need you by my side
Don’t know how else to find
But a day without you is like a year without rain (oooh)
The stars are burning
I hear your voice in my mind (in my mind)
Can’t you hear me calling
My heart is yearning
Like the ocean is running dry
Catch me I’m falling
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 14:59
+5
sasan pool
sasan pool
حالا که رفته ای

بهانه ی خوبی است

شب

سکوت

کویر

فقط صدای این هق هق را کم کنید ...!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 13:10
+3
ronak
ronak
مهربانـــم !
شرمنــده ام
کــه هیچ وقت، مهربانــی هایت را منتشـــر نکردم
امـا تــا دلــت بخواهد گلایـه هـا را "پست" کردم
... و غریبه هــا "لایک" زدند ...
... ... کــاش می توانستم
صدای تــو را بنویسم!
5 دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 01:31
+8
aB'Bas S
aB'Bas S
تو آشپزخونه استکان و قندون از دستم افتاد شکست با صدای خفن. مامان اومده می گه چیزی شکوندی؟
پـَـ نه پَــ، شیشه نازک تنهایی دلم بود منتها صداش رو گذاشتم رو اکو حال کنین!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 23:27
+6
نیوشا
نیوشا
آگهى هاى ترحيم روزنامه را كه خواندم با خودم گفتم:
چرا هر روز اينقدر دكتر،مهندس ، مدير شركت ، استاد و حاجى فوت ميكنند....
اما وقتى از قيمت چاپ يك آگهى ترحيم در روزنامه مطلع شدم ، فهميدم ، فقرا هميشه بى صدا مى ميرند...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 23:02
+7
عسل ایرانی
عسل ایرانی
حکایت من ؛ حکایت کسی است که عاشق دریا بود ، اما قایق نداشت ...
دلباختۀ سفر بود ؛ همسفر نداشت ...
حکایت کسی است که زجر کشید ، اما ضجه نزد ...
زخم داشت و ننالید...
گریه کرد ؛ اما اشک نریخت ...
حکایت من ؛ حکایت چوپان بی گله وساربان بی شترست !
حکایت کسی که پر از فریاد بود ، اما سکوت کرد ؛ تا همۀ صداها را بشنود ... !!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 17:49
+6
mitra
mitra
کل اسم های تو موبایلم رو به اسم تو تغییر دادم ...
حالا هرروز بهم زنگ میزنی ؛
یکبار هم نه ... چند بار ! تازه تغییر صدا هم میدی ...
من که میدونم تو هم دلت تنگ منه ... !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 17:30
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ