یافتن پست: #عزیز

فرشاد
فرشاد
سلام
6 دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 22:07
+5
-1
sasan pool
sasan pool
میونه ما یک فاصله است/یک فاصله که فاجعه است/رفتن تو عزیز من تصویری از یک فاجعه است/آخه چطور دلت آمد پا بزاری رو همه چی/بهم بگو احساستو رفتی گذاشتی باسه کی/<img src=(" title=":((" />" /><img src=(" title=":((" />" /><img src=(" title=":((" />" /><img src=(" title=":((" />" /><img src=(" title=":((" />" /><img src=(" title=":((" />" />
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 16:05
+7
سحر
سحر
سلام نیوشا چطوری
2 دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 15:44
+4
نیوشا
نیوشا
سلام. من نیوشا هستم، از اعضای جدید ... :)
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 15:35
+5
zahra
zahra
تو جزیره آدم‌خورا یک بابایی میره ساندویچ فروشی، یک ساندویچ مغز سفارش میده. ساندویچیه میگه: میشه 2 تومن. مرده عصبانی میشه میگه: یعنی چی؟ مگه سَرِ گردنست؟! هفته پیش یک تومن بود! ساندویچیه میگه: آخه این مغز تهرونیه، بابا ‌بالاخره یک کلاس خاص خودشو داره. مردک هم ساندویچش رو میخوره و چیزی نمی‌گه. هفته دیگه میاد دوباره یک ساندویچ مغز سفارش میده، این دفعه ساندویچیه میگه:‌شد 10 تومن! یارو خیلی شاکی میشه، میگه‌: بابا چه خبرته؟! ساندویچیه میگه: آخه عزیز من،‌این دفعه مغز رشتیه، کلی فسفر داره به جان تو! باز طرف چیزی نمی‌گه و پول و میده و ساندویچش رو می‌خوره. هفته بعد دوباره میاد و یک ساندویچ مغز سفارش میده، این دفعه ساندویچیه میگه: میشه 100 تومن! یارو دیگه پاک شاکی میشه و ساندویچ رو می‌کوبه رو میز داد میزنه: این چه مسخره بازیه دراوردی؟! ساندوچیه میگه:‌آخه عزیز من،‌این یکی مغز [!]،‌ باید 100 تا کله بشکنیم تا ازش یک ساندویچ دربیاد!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 14:01
+10
mina_z
mina_z
متهمی که در اثر دفاعیات پر حرارت وکیلش تبرعه شده بود به او گفت وکیل عزیزم دفاعیات شما بسیار عالی بود نمی دانم دین خود را نسبت به شما چطور ادا کنم ؟ وکیل مدافع بلافاصله جواب داد : از وقتی که فنقی ها پول را اختراع کرده اند به نظرم چنین سوالی بیهوده شده است !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 13:38
+9
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
ناشناس : سلام خوشگله ،دوست پسر داری ؟ دختر :بله ،شما؟ ناشناس : من داداشتم ،صبر کن بیام خونه به حسابت میرسم !! شماره ناشناس بعدی : ناشناس : دوست پسر داری؟ دختر : نه نه اصلا ناشناس : من دوست پسرتم ... واقعا که ... دختر : عزیزم به خدا فکر کردم که تو داداشمی !!! ناشناس : خوب داداشتم دیگه ،صبر کن خونه برسم من میدونم و تو....!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 12:49
+4
ronak
ronak
به بابام گفتم سوئیچ ماشینو بده …… گفت : می خوای بری جایی؟ … گفتم : بله پدر عزیزم (ستاد مبارزه با فتنه ی پَ نَ پَ – واحد فرزند صالح)
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 11:55
+4
hadith
hadith
شبتون قشنگ و بدرود...
3 دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 01:46
+4
امیرحسین
امیرحسین
از شاهکارای برادران عزیز راه سازی (دمتون گرم)...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/7 - 17:38
+10

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ