یافتن پست: #عشق

reza
reza
اگر کلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست،
اگر کلمه دوستت دارم راضي کننده و تسکين دهنده قلب هاست،
اگر کلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست،
اگر کلمه دوستت دارم نشانگر عشق راستين من به توست،

اگر کلمه دوستت دارم کليد زندان من و توست،

پس با تمام وجود فرياد مي زنم دوستت دارم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 15:57
+3
reza
reza
سلامتیه نسل من که خسته شد از بس دزدکی بوسید... دزدکی حرف زد... دزدکی در آغوش گرفت... دزدکی عشق بازی کرد... دزدکی دوست داشت... و دزدکی و دزدانه خسته شد... خسته...خسته
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 15:36
+4
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
یک سمت تویی و عشق:مرگی ساده
یک سمت جهان به قتل من آماده
میترسم!مثل بچه گنجشکی که
در دست دو بچه ی شرور افتاده
{-52-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 15:20
+5
reza
reza
عشق جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی “فهمیدن و اندیشیدن “نیست
دوست داشتن، دراوج، از سر حد عقل فراتر میرود و فهمیدن و اندیشیدن را از زمین می کند و باخود به قله ی بلند اشراق می برد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند
دوست داشتن زیبایی های دلخواه را در دوست می بیند و می یابد
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 15:14
+6
maryam
maryam
آیا می دانید که بدن انسان تنها قادر است تا آستانه 45 واحد درد را تحمل کند. اما در زمان زایمان، مادر تا 57 واحد درد را تحمل می کند. این مانند این است که 20 استخوان بدن در آن واحد شکسته شوند. به مادر و همسران خود عشق بورزید.
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 15:12
+4
-1
maryam
maryam
سخت ترین دو راهی عشق دو راهی بین فراموش کردن و انتظاراست، گاهی کامل فراموش می کنی و بعد می بینی که باید منتظر می ماندی و گاهی آن قدر منتظرمی مانی که می فهمی زودتر از این ها باید فراموش می کردی.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 15:02
+5
maryam
maryam
مطمئن باش و برو، ضربه ات کاری بود، دل من سخت شکست... و چه زشت به من و سادگیم خندیدی، به من و عشقی پاک، که پر از یاد تو بود
و به یک قلب یتیم که خیالم می گفت تا ابد مال تو بود،
تو برو. برو تا راحت تر تکه های دل خود را آرام سر هم بند زنم...
32 دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 14:59
+5
*elnaz* *
*elnaz* *
چه مغرورانه اشك ريختيم چه مغرورانه سكوت كرديم چه مغرورانه التماس كرديم چه مغرورانه از هم گريختيم غرور هديه شيطان بود و عشق هديه خداوند هديه شيطان را به هم تقديم كرديم هديه خداوند را از هم پنهان كرديم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 14:43
+4
maryam
maryam
به سلامتی اونایی که

چه عشقشون پیششون باشه چه نباشه

چشمشون مثل فانوس دریایی نمی چرخه . . .

.

.

.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 14:40
+2
*elnaz* *
*elnaz* *
پشت میز قمار دلهره عجیبی داشتم برگی حکم داشتم و دیگر هر چه بود ضعیف بود و پایین ! بازی شروع شد حاکم او بود و من محکوم همه برگهایم رفتند و سر برگ بیش نماند برگی از جنس وفا رو کرد من بالاتر آمدم بازی در دست من افتاد عشق آمدم با حکم عشوه و ناز برید و حکم آمد از جنس چشم سیاهش زندگی حکم من پایین بود و باختم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 14:37
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ