payam65
دختر: آروم تر من مي ترسم !
پسر: نه داره خوش ميگذره !
دختر: اصلا هم خوش نمي گذره تو رو خدا خواهش ميکنم خيلي وحشتناکه !
پسر: پس بگو دوستم داري !
دختر: باشه باشه دوست دارم حالا خواهش ميکنم آروم تر !
پسر: حالا بغلم کن (دختر بغلش کرد)
پسر : مي توني کلاه ايمني منو بذاري سرت ؟ داره اذيتم مي کنه.
و ....
روزنامه هاي روز بعد
(" title="
(" /> موتور سيکلتي با سرعت 120کيلومتر بر ساعت
به ساختمان اثابت کرد موتور سيکلت دو نفرسر نشين داشت اما تنها يک
نفر نجات يافت!
حقيقت اين بود که پسر متوجه شد موتور سيکلت ترمزش بريده اما نخواست
دختر بفهمه در عوض ...
خواست براي آخرين بار از دختره بشنوه که دوستش داره...!!
در حرفای ممنوعه
دختر و پسري با سرعت 120کيلومتر سوار بر موتور سيکلت ...دختر: آروم تر من مي ترسم !
پسر: نه داره خوش ميگذره !
دختر: اصلا هم خوش نمي گذره تو رو خدا خواهش ميکنم خيلي وحشتناکه !
پسر: پس بگو دوستم داري !
دختر: باشه باشه دوست دارم حالا خواهش ميکنم آروم تر !
پسر: حالا بغلم کن (دختر بغلش کرد)
پسر : مي توني کلاه ايمني منو بذاري سرت ؟ داره اذيتم مي کنه.
و ....
روزنامه هاي روز بعد
به ساختمان اثابت کرد موتور سيکلت دو نفرسر نشين داشت اما تنها يک
نفر نجات يافت!
حقيقت اين بود که پسر متوجه شد موتور سيکلت ترمزش بريده اما نخواست
دختر بفهمه در عوض ...
خواست براي آخرين بار از دختره بشنوه که دوستش داره...!!










