یافتن پست: #فقط

sasan pool
sasan pool
طرح آمارگیری خانوار:
مامور آمارگیری -شما چند تا بچه دارین؟
بابام -دو تا
مامور آمارگیری -ولی توشناسنامه که نوشته سه تا
بابام -اونو میگی؟دکورخونست.فقط وقتهایی که اینترنت قطع میشه میره بیرون یه دوری میزنه!...
این دقیقا من و میگه من اون بچه سومی هستم.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/25 - 15:26
+4
ronak
ronak
خــــــــــــدایا از تو معجزه میخواهم

معجزه ای بزرگ در حــد خـــدا بودنت ....

تو خــود بهتر میدانی !!!!

معجزه ای که اشک شوقم را جاری کند....

نا امیـــد نیستم فقط دلتنگم......
دیدگاه  •   •   •  1390/11/25 - 15:03
+6
kiss
kiss
بچه که بودیم فقط کفشهامون رو اشتباه میپوشیدیم الان که بزرگ شدیم تنها کار درستی که میکنیم پوشیدن کفشامونه !
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 23:37
+3
مهسا
مهسا
اصلا میدونید پسرا فقط 3 ثانیه طول میکشه تا عاشق بشن؟!
ثانیه اول: اووووووووف نیگاش کن
ثانیه دوم: صداشم که بامزست بی شرف
ثانیه سوم: من عاشقش شدم {-15-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 22:57
+6
مهسا
مهسا
با گفتن : “عزیزم جایت خالیست”

نه جای من پر می شود و نه از عمق شادی هایت کمتر

فقط دلخوش می شوم که هنوز بود و نبودم برایت مهم است . . .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 21:55
+9
mehdy
mehdy
چوپان قصه مادروغ گو نبود
او تنها بود
او از فرط تنهای فریاد گرگ سر میداد
افسوس که کسی تنهایش را درک نکرد
دراین میان فقط گرگ فهمید چوپان تنهاست
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 21:16
+3
aB'Bas S
aB'Bas S
در Romantic
فقط برای خودم هستم...!!!!!!!!!!
من..؟!
چه دوحرفیه وسوسه انگیزیست.....
این من.......! نه زیبایم ، نه مهـربانم....نه عـاشق و نه محتاج نگاهی...!
فراری از دختران آهن پرست و پسران مانکن پرست....
... فقط برای خودم هستم...خوده خودم ! مال خودم ! صبورم و عجول!!
سنگین...سرگردان...مغرور...قـانع....با یک پیچیدگی ساده و مقداری بی حوصلگیه زیاد!!!
و برای تویی که چهره های رنگ شده را می پرستی نه سیرت آدمی ؛ هیچ ندارم

راهت را بگیــر و بـــــــرو

حوالی ما توقف ممنــــوع است.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 19:42
+7
kiss
kiss
چوپان قصه ما دروغ گو نبود تنها بود و از ترس تنهایی فریاد گرگ سر میداد.افسوس که فقط گرگها فهمیدند چوپان چقدر تنهاست !
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 19:41
+5
Mohammad
Mohammad
6 دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 19:35
+6
ronak
ronak
بیا آخرین شاهكارت را بیبین
مجسمـه ای با چـِشمانی باز
خیره به دور دست شاید شرق شاید غرب
مبهوت یك شكست،مغلوب یك اتفاق
مصلوب یك عشق،مفعول یك تاوان
... . خرده هایش را باد دارد میبرد
و او فقط خاطراتش را محكم بغل گرفته
بیا آخرین شاهكارت را بیبین مجسمه ای ساخته ای به نام " من
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 18:52
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ