یافتن پست: #فقط

محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
فقط حیف نان می تواند یه جمله کلا با فعل بسازه: داشتم میرفتم برم دیدم آمد گرفت نشست گفتم بزار برم بپرسم ببینم میاد نمیاد دیدم میگه نمیخوام بیام برو بذار بگیرم بخواوم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/17 - 01:30
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
مامان بزرگم نذر کرده بود دانشگاه قبول بشم 30 جزء قرآن رو بخونه من دانشگاه قبول شدم 2 جزء بیشتر نخوند بهش میگم عزیز فقط 2 جزء خوندی که؟!! اونم میگه : اون رشته ای که تو قبول شدی 2 جزئشم زیادیه!!!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/17 - 00:34
+5
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
دکتر به یارو میگه: دوتا خبر بد دارم. اولیش اینه که تو فقط بیست و چهار ساعت زنده می مونی. یارو میگه دومیش چیه؟ دومیش اینه که دیروز یادم رفت اینو بهت بگم!!!{-33-}{-33-}{-33-}{-18-}{-18-}{-18-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/17 - 00:03
+7
محمد حسین هذبی
محمد حسین هذبی
البته دوستان در جریان باشید که فقط منظورم مشاوره و راهنمایی بود نه تبلیغ چون من اصلا فروش تکی ندارم.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 23:48
+1
-1
mina_z
mina_z
. سوال گزینه ای : اگر مادر زن و یا زن شما در حال غرق شدن باشند و شما فقط یک حق انتخاب داشته باشید میروید سینما ؟ یا رستوران !؟
2 دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 22:57
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
یه کشیشی داشته توی یه بیابون می رفته، میفته تو یه چاه. هی داد زد خدایا کمکم کن خدا کمکم کن. یه ماشین آتش نشانی اومد، یه طناب انداخت و گفت طنابو بگیر بیا بالا. کشیش گفت ولم کن فقط خدا باید کمکم کنه، خدا بهم کمک می کنه. گفت طنابو بگیر بابا همینجا میمیریا. گفت نه خدا به من کمک می کنه. کشیش میمیره میره اون دنیا به خدا میگه خدا من این همه به تو ایمان داشتم این همه عبادت کردم، چرا کمکم نکردی؟ خدا بهش گفت آخه بی پدر و مادر، تو نگفتی ماشین آتش نشانی وسط بیابون چیکار میکنه !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 22:11
+1
ebrahim
ebrahim
بابام میبینه که دارم فیسبوک چک میکنم میگه:همش توفیسبوکی!بادوستات می فیسبوکی؟؟! منم گفتم پـَـ نـَـ پـَـ من مارک زوکر برگم، اوضاع کاربران فیسبوک رو چک میکنم یه وقت کم و کسری نداشته باشن!!!! بابام گفت دِ نـَـ دِ تواگه مارک زوکر برگ بودی پول شارژ ADSL رو از من نمیگرفتی! گفتم:مگه شماهم دِ نـَـ دِ میدونی؟؟گفت: پـَـ نـَـ پـَـ فقط تو میدونی!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 20:54
+1
ebrahim
ebrahim
پرسید شبی ز حال من دلدارم ، گفتم که ز رنگ و بوی تو بیزارم! گفتا نکند دوتا شده شلوارت؟! گفتم " پـَـــ نــه پـَـــ " ! فقط تو را دوست دارم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 15:58
+1
ebrahim
ebrahim
نمی دانم چرا همیشه از "عدالت" .. فقط " آلت " آخرش به من می رسد
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 11:01
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
زن غضنفر : بازم جلو جمع به من گفتی احمق؟ غضنفر : ببخشید عزیزم! نمی دونستم این راز باید فقط بین من و تو باقی بمونه!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 03:25

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ