یافتن پست: #قدم

AmiR
AmiR
چرا هرچی تو این جاده قدم بر میدارم
به آخرش نمیرسم
و کلی مسافر میبینم
دیدگاه  •   •   •  1392/09/1 - 21:21
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/1 - 20:04
+3
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
دیروز تو تاکسی؛؛؛الکی یهو تو چشم بغل دستیم عین بز؛زل زدم؛؛و بعدش بی مقدمه ازش پرسیدم:شما بودید؟؟

طرف که گیج شده بود؛پرسید؟؟چی رو من بودم؟؟؟

منم گفتم:هیچی؛؛؛؛؛؛؛

بعدش دماغم رو گرفتم؛؛یعنی طرف روم به دیفال!

طرف:@@@@@@@@

و هی چپ چپ نگاه من میکرد یهو منفجر شد و با صدای بلند به راننده تاکسی گفت: آقا شما بویی حس میکنید؟

راننده هم یه دو تا بو کشید؛؛؛و بی هیچ حرفی؛؛پنجره ی طرف خودشو کشید پایین!

و من از اینکه خدا منو اینقدر روانی آفریده؛؛ازش کلی تشکر کردمممممم!!!

هههههههههخخخخخ=))
آخرین ویرایش توسط AsiyE در [1392/08/30 - 11:19]
دیدگاه  •   •   •  1392/08/30 - 11:16
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بلاخره یه روز به ارزوی بچگیـــام میرسم ...!!

در صف اول نماز جلوتر از پیش نماز می ایستــــم و همه به من اقتدا خواهند کرد ...!!

نماز که تمام می شود همه به سمت من خواهند امد ... چقدر عزیز خواهم شد...!!

بعد از چند قدم که حرکت کنند کسی فریاد میزند :

بلند بگو لا اِلـﮧَ اِلَا اللّـﮧ ...
دیدگاه  •   •   •  1392/08/29 - 21:34
+4
hosein
hosein
میگویی دوس دارم زیر باران قدم بزنم...
اما وقتی باران میبارد چتر بدست میگیری...
میگویی آفتاب را دوست دارم...
اما زیر نور آفتاب به دنبال سایه میگردی...

حالا دریاب وحشت مرا وقتی میگویی دوستت دارم.....
دیدگاه  •   •   •  1392/08/27 - 22:29
+4
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
در بدن انسان بیشتر از ۷ تریلیون عصب وجود دارد ، بعضی از آدمها توانایی اینو دارن که روی تک تک این عصب های لعنتی قدم بزنن !
دیدگاه  •   •   •  1392/08/27 - 21:02
+4
AmirAli
AmirAli
مشکل از خود ماست !
واسه کسی که یه قدم واسمون برمی داره،
دو کیلومتر پیاده می ریم . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/08/25 - 18:27
+5
AmirAli
AmirAli
همیشه می گن شکست مقدمه پیروزیه
نمی دونم پس من کی از دور مقدماتی صعود می کنم ؟
دیدگاه  •   •   •  1392/08/25 - 16:34
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/24 - 16:14
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دلگیر که می شوی دوست دارم تمام جاده ها چالوس من باشند ! مسیرت را به گردنم بیندازند ... تا بی آنکه از کوله ات، قدم به قدم برایم نشانی بیفتد ادامه ات دهم من، رد پایت را از سر راه نیاورده ام ! که با پاشنه هر سیندرلایی پایکوبی کنم من تو را با تمام بی کسی ام کشف کرده ام وقتی که چشم هایت نگهبان ِرشوه نگیر و خواب آلود ناشناخته هایت بود تو را دزدیدم از تقدیر و پیش خدا انکار کردم داشتنت را تا به بهانه ی عدالت خنده هایت را به مساوات تقسیم نکند ...
دیدگاه  •   •   •  1392/08/24 - 12:10
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ