محمد
•براي تمام پدران..........
پدر پشت در نقاب خنده هايش را مي زند
و غم هايش را در جيبش مي ريزد و وارد خانه مي شود
پدر ناراحتي هايش را پشت روزنامه پنهان مي كند
پدر در تمام آينه ها فرياد مي زند : حال من خوب است
پدر دوستت دارم ها را با چشمانش مي گويد چون عشق پدر هميشگي است
پدر ، سايبان لحظه هاي باراني
چشمان پدر ، شعري است مردانه
پدر سرباز كهنه كار جبهه هاي روزگار
پدر براي من هميشه پدر خواهد ماند...........
محمد
آخـرش مـن نـفهمیدم ایـن کمک مـدرسه ای کـه از ما مـیگرفتن خـرج چـی مـیکردن؟!؛هـر سـال کـه مـیرفتی هـمون مـدرسه داغـون تـر از سـال قـبل بـود!!!
چـند روز پیـش از جـلو مـدرسه قدیـمیمون رد مـیشدم والا بـاید اَشـهَدتو مـیخوندی بـعد مـیرفتی تـو؛ هـر لحظه امـکان ریـزش داشـت!!!