♥ نگار ♥
یادمه خیلی تعصبی و غیرتی بودی....
الانم هستی؟؟؟؟
کجایی که ببینی کسی ک قراره به عنوان همسر آیندم انتخابش کنم از هم آغوشی با من حرف میزنه....هاااا؟؟ کجایی نامرد؟؟
کجایی که برام غیرتیشی؟؟کجایی که خون راه بندازی که نباید عروس کسی دیگه بشم؟؟!!
کجایی لعنتیییییییییییی؟؟
کجایی که ببینی لج کردم با خودم با تو...هه...هرچند برا تو که مهم نیس...
کجایی که ببینی یکی عاشقمه جونشو واسم میده
میخواد خوشبختم کنه ولی تو با منو احساسم بد کردی کاری کردی که از عشقو عاشقی بترسم اما من ی دخترم با احساساتم زندم باز عشقو تجربه میکنم...اون کسی که عاشقمه رو اونقد خوشبخت میکنم که هر روزت بشه حسرت خوردن که چرا از دستم دادی...
♥ نگار ♥
دلم لک زده برای دعواهایی که با هم نکردیم!
... لعنتی؛ چقدر مهربان رفتی...
♥ نگار ♥
اشک تو چشمات وقتی حلقه بست
وقتی حس کردی یه جا قلبت شکست
وقتی روز لعنتی کوتاه بود
هر زمان حس کردی آبان ماه بود..
وقتی گوش باد و بارون تیز شد
زندگی کردن ملال انگیز شد
کاسه ی صبرت اگه لبریز شد
آخره اسفندتم پاییز شد..
تازه میفهمی چیکار کردی باهام
تازه میفهمی چیکار کردی باهام
وقتی سیل اومد و دنیاتو گرفت
پیش چشمت یه نفر جاتو گرفت
وقتی بیخوابی امونتو برید
وقتی کارت به همینجاها کشید
تازه میفهمی چیکار کردی باهام
maryam
پسري كه بهش اس ميدي : "حوصلم سر رفته" جواب ميده:حاضر شدي خبرم كن،موهاتم نريز بيرون لعنتي مرد زندگيه
♥ نگار ♥
لعنتی ...
روزهایی که به تو نیازدارم ؛
مصادف شده با
روزهایی که ازمن دوری ...
mohamadjavad
لعنت به زمونه ای که مردبودن دردداره ونامردبودن کیف.لعنت به زمونه ای که خوبی کردن تاوان داره وبدی کردن احترام.لعنت به زمونه ای که پاک بودن تنهایی میاره وخیانت کردن کلاس...خدایاچه بگویم بگوچه کاربایدکرد بااین همه سردرگمی به فردابگوتو مردی کن نیا