masoud
سر صبح جمعه از سروصداي زياد از خواب بلند شدم ،رفتم آشپزخونه مي بينم بابام هي داره دره يخچالو باز مي کنه باز مي بنده، بهش مي گم چي شده سر صبح خراب شده ؟ گفت : پــ نه پــ دارم مي بندم باز مي کنم بلکه رفرش بشه يه چيزي پيدا کنيم بخوريم
mahdi
یارو با هامر داره از رو جدول میره…دوستم میگه این ماشینا به خاطر شاسی بلند بودنش اینجوری میشه؟ میگم پـَـــ نــه پـَـــ به خاطر پلاک عربیشه تو مملکت غریب روش نمیشه بیاد تو خیابون
mahdi
یارو با هامر داره از رو جدول میره…دوستم میگه این ماشینا به خاطر شاسی بلند بودنش اینجوری میشه؟ میگم پـَـــ نــه پـَـــ به خاطر پلاک عربیشه تو مملکت غریب روش نمیشه بیاد تو خیابون
mahdi
بعد از کلی کلنجار رفتن با شریکم بهش گفتم باید از هم جدا شیم میگه یعنی جداً ازهم جدا شیم؟ پَـــ نَ پَــــ من فقط عاشق اینم حرف قلبتو بدونم الکی بگم جدا شیم، تو بگی که نمیتونم !
mahdi
شنا بلد نیستم طرف هولم داده تو آب دارم غرق میشم و دست و پا میزنم. می پرسه یعنی شنا بلد نیستی؟ می گم: په نه په! با آب شوخی دارم، داره قلقلکم میده