وقتی که تقدیر من و تو دست ما نیست ، وقتی که فرقی بین نفرین و دعا نیست ، وقتی به لب داری هزار پرسش گنگ ، ولی به گوش تو جواب یک چرا نیست ، دیوانه شو ، دیوانه شو دیوانگی کن ، با ناشناس و آشنا بیگانگی کن ، از خیر این اندیشه بیهوده بگذر ، از سایه این گنبد وارونه بگذر ، جامی بزن آن سان که نشناسی سر از پا ، از خیر و شر این فلک بی دردسر آسوده بگذر .
یارو میره دبی تو رستوران میگه:
الکباب
کباب براش میارن
میگه:الپیاز
پیاز براش میارن
میگه:البرنج
برنج براش میارن
با غرور میگه چقدر خوبه آدم عربی بلد باشه
گارسونه بهش میگه اگه من ایرانی نبودم الکوفت هم بهت نمیدادن !!
وقتی کسی را دوست داری او را زندان خواسته هایت نکن بلکه سعی کن او را از زندان خواسته هایش آزاد کنی .
نامه رسان نامه ی من دیر شد ، کودک ولگرد فلک پیر شد ، نامه ی ما را نکند باد برد ، یا که فرستنده اش از یاد برد ، یا دگری بر دگری داد برد ، صید شد اندر ره و صیاد برد .