یافتن پست: #مرا

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/12/28 - 15:13
+3
mary jun
mary jun
خدا حافظی ات
عجب خرابه ای ب بار آورده !
نگاه کن....
مدتهاست در تلاشند مرا از زیر آوار تنهایی هایم بیرون کشند  !
دیدگاه  •   •   •  1392/12/28 - 12:30
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

پسر بچه ای یک برگه کاغذ به مادرش داد. مادر که در حال آشپزی بود،دست هایش را با حوله تمیز کرد و نوشته را با صدای بلند خواند.
او نوشته بود؛ صورتحساب
کو تاه کردن چمن باغچه: 5000 تومان،مراقبت از برادر کوچکم: 2000 تومان ،نمره ی ریاضی خوبی که گرفتم 3000 تومان، بیرون بردن زباله : 1000 تومان.
جمع بدهی شما به من : 11000 تومان.
مادر نگاهی به چشمان منتظر پسرش انداخت و چند لحظه خاطراتش را مرور کرد. سپس قلم را برداشت و پشت برگه ی صورتحساب نوشت:
بابت 9 ماه بارداری که در وجودم رشد کردی،هیچ.
بابت تمام شب هایی که به پایت نشستم و دعا کردم،هیچ.
بابت تمام زحماتی که در این چند سال کشیدم تا بزرگ شوی،هیچ.
بابت غذا،نظافت تو،اسباب بازی هایت،هیچ.
و اگر شما این ها را جمع بزنی خواهی دید که: هزینه ی عشق واقعی من به تو هیچ است.
وقتی پسر آنچه را که مادرش نوشته بود خواند،چشمانش پر از اشک شد و در حالی که به مادرش نگاه می کرد، گفت:
" مامان ... دوستت دارم"
آنگاه قلم را برداشت و زیر صورتحساب نوشت:
قبلا به طور کامل پرداخت شده.

دیدگاه  •   •   •  1392/12/27 - 21:40
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گل پسرای ادلیستم
دختر خانومای ماهم
امشب مراقب خودتون باشیدا
ی تار مو از سرتون کم نشه
دیدگاه  •   •   •  1392/12/27 - 18:19
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

از همراه اول پیامک اومد

اگه از پیام های تبلیغاتی ماخسته اید،

کافیست عدد 1 را به 7786 بفرستید،

منم خوشحال فرستادم 1.

یهو جواب اومد مشترک عزیز،

دیدی آخرش گول خوردی،

اکنون شما وارد سامانه فال حافظ شدید، هر پیامک هشتاد تومن!!!

دیدگاه  •   •   •  1392/12/26 - 19:25
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/12/26 - 16:23
+1
fereshte
fereshte
بهار .... بود    و ...بهانه ای برای چیده شدن : سبزی عید از تو !!!   بوسیدن دستانت از من !  سالهاست...     سفره ام را در تنهایی چیده ام  کنار سبزه ها   واشکی را ریخته ام  که غرورم   از تو می پوشاند . و هنوز در انتظارم کسی مرا هم بیدار کند !
دیدگاه  •   •   •  1392/12/25 - 21:54
+5
fereshte
fereshte
تنهایی تنهایی  تنهایی   هیچ چیز به اندازه ی تنهایی غم انگیزنیست ! تنهایی نام بیهوده زندگیست ! وقتی بیداری خسته و غمگینی وقتی میخوابی کابوس میبینی ! سردت میشود انگار برف روی استخوان هایت نشسته باشد   تنهایی جهنمی نا متعارف است جهنمی با آتش سرد میان شعله ها از سرمایخ میزنی !  تنهایی هول آور است  پر از ظلمت و ناشناختگی مثل خانه ای متروک در حاشیه ی جنگل  عبور نسیمی از لابلای علف ها میتواند از ترس دیوانه ات کند .  وقتی تنهایی به همه چیز و همه کس پناه میبری  پخش میشوی در کوچه وخیابان به جاهایی میروی که نباید بروی به آدم هایی سلام میکنی که نباید...    محبوب من  !  بیا دست مرا بگیر و مرا بیرون بکش ! از کافه های دود و نیشخند از گلوی شبها از گل و لای روزها من پراکنده شده ام بیا مرا جمع کن از کوچه وخیابان بیا مرا جمع کن از دیگران ! تنهایی درنگ در سنگ است حرف زدن از یاد آدم میرود  تنهایی درست مثل پیری ست  خمیدن تک درخت است تنهایی تجسم راه های مسدود است بیچارگی روباه است در یک قدمی مرگ و ترن .  محبوب من !  من تنهایم بی تو هیچ کاری نمیتوانم بکنم  دیگر شعر هم نمی توانم بنویسم و این تنهایی تلخ است تلخ مثل نگاه نوازنده ای که با دست های بریده به پیانو مینگرد  . 
3 دیدگاه  •   •   •  1392/12/25 - 21:41
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

آقا چه وضعشه آخه.... تا کی بی اعتمادی... تا کی ترس، نگرانی، اضطراب...؟؟؟
ما دانشجویان این مملکتی ام... مادر و پدر فردای این ملت... دانشمندان آینده... افتخار افرینان آتی
اونوقت درسته که سر جلسه امتحان مراقب میاد؟؟؟
بابا این عند بی اعتمادیه..... مسئولین؟
دیدگاه  •   •   •  1392/10/23 - 19:26
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
رو به پایانم ... هراسی از مرگ نیست، مرگ که سهل است اما ؛ نبودنهایت این روزها عجیب مرا می ترساند... قالی کرمانم ؛پا خورده ام از باور این و آن غم در تار و پودم جولان می دهد؛ خلاصم کن... به دارم بکش؛ از نو بباف مرا اما اینبار شکل گلیمی صحرایی... چرا که بی شک سر به بیایان خواهم گذاشت از لمس دستانت.
دیدگاه  •   •   •  1392/10/23 - 18:35
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ