یافتن پست: #مرد

رضا
رضا
حالا که تموم شد،تو هم داری می ری مبادا که دست کسی رو بگیری خدایا نگاه کن دست تو چه وقتی پر از اشکم اما می خندم به سختی گلومو رها کن تو ای هق هق من می مردم برا اون،نبود عاشق من مبدا که عشقم تو قلبش بمیره می ترسم که دست کسی رو بگیره بگین کاری اینبار ازم بر نیومد بگین کم آوردم یا صبرم سر اومد بگین باز بیاد و به قلبم بشینه بگین جای اسمش هنوز نقطه چینه تو احساس من رو چه راحت ربودی اگر من شکستم مقصر تو بودی مگر منرو در حد مردن ندیدی؟ تو دلـخر نبودی،چـرا دل بـــــ[!]؟ دلم روز و شبها تو تنهایی سر کرد بگین که تموم دعاهاش اثر کرد بگین اونو دست خدامون سپردم بگین مقصر نبودم،ولی پاشو خودرم بگین خیلی وقته که صبرم سر اوم
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 12:28
+1
امین
امین
کشتي نساز اي نوح طوفان نخواهد آمد / برشوره زار دلهاباران نخواهد آمد رفتي كلاس اول اين جمله راعوض كن / آن مرد تا نيايد باران نخواهد آمد . . . يا صاحب الزمان
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 12:03
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
اهل دانشگاهم رشته ام علافی‌ست جیب‌هایم خالی ست پدری دارم حسرتش یک شب خواب! دوستانی همه از دم ناباب و خدایی که مرا کرده جواب. اهل دانشگاهم قبله‌ام استاد است جانمازم نمره! خوب می‌فهمم سهم آینده من بی‌کاریست من نمی‌دانم که چرا می‌گویند مرد تاجر خوب است و مهندس بی‌کار وچرا در وسط سفره ما مدرک نیست! ((چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید)) باید از آدم دانا ترسید! باید از قیمت دانش نالید! وبه آنها فهماند که من اینجا فهم را فهمیدم من به گور پدر علم و هنر خندیدم! کار ما نیست شناسایی هردمبیلی! کار ما نیست جواب غلطی تحمیلی! کار ما شاید این است که مدرک در دست فرم بی‌گاری هر شرکت بی‌پیکر را پر بکنیم (شاعر: مجهول)
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 03:06
+1
رضا
رضا
عشق یعنی ذره ذره سوختن عشق یعنی همچو شمع افروختن عشق یعنی مبتلا گشتن به درد
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 17:55
+2
ebrahim
ebrahim
یه گوسفند رو سوار یه پورشه کنید.. خود به خود خوش تیپ، خوش استایل، مرد زندگی، شاهزاده رویاها و فرد ایده آل میشه
دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 01:14
+2
shahin ES
shahin ES
عکس پـروفایل جدید دوست دخترمو SAVE کردم تو سیستم .. یادم رفته بود از دسکتاپ ور دارم ، مامانم دیده میگه " این کیه ذلیل مرده ؟! " میگم " آنجلینا جولیــه ، بازیگر خارجی! " میگـه : خودتی .. گوگل رو وا کن آنجلینا رو سرچ کن ببینیم{-7-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 00:44
+3
mina_z
mina_z
با دوستم رفتیم باغ وحش،جلوی قفسِ شیر وایسادیم. دوستم میگه:شیرِ؟ پَــــ نَ پَــــ… گربه اس باباش مرده ریش گذاشته!{-33-}{-33-}{-18-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 00:20
+3
-1
mahdi
mahdi
پنجشنبه حلوا بردم در خونه همسایه، مرده اومده میگه خیراته؟ پـَـــ نــه پـَـــ واسه فروشه، دوتا بردار با یه پلاستیک هزار تومن!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 00:03
mahdi
mahdi
تلویزیون داره نشون میده 2تا توله شیر تو تهران گرفتن مامانم میگه واقعا توله شیرن؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ اینا گربه ان منتها دارن خودشون واسه مسابقات قویترین مردان آماده میکنن {-33-}{-33-}{-33-}{-33-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/14 - 23:27
ebrahim
ebrahim
مسافر تاکسی آهسته روی شونه‌ی راننده زد چون می‌خواست ازش یه سوال بپرسه… راننده جیغ زد، کنترل ماشین رو از دست داد…نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس…از جدول کنار خیابون رفت بالا…نزدیک بود که چپ کنه…اما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد… برای چندین ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد… سکوت سنگینی حکم فرما بود تا این که راننده رو به مسافر کرد و گفت: "هی مرد! دیگه هیچ وقت این کار رو تکرار نکن… من رو تا سر حد مرگ ترسوندی!" مسافر عذرخواهی کرد و گفت: "من نمی‌دونستم که یه ضربه‌ی کوچولو آنقدر تو رو می‌ترسونه" راننده جواب داد: "واقعآ تقصیر تو نیست…امروز اولین روزیه که به عنوان یه راننده‌ی تاکسی دارم کار می‌کنم…آخه من 25 سال راننده‌ی ماشین حمل جنازه بودم" !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/14 - 13:33

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ