زخمامو میبندی، باز عاشقت میشم
چشات مهتابه، دستـات آتیشه
اینجا کنار تو، دنیا تموم میشه
از گریه ها خالی، تو حال خوشحالی
انگار جهان هیچه، عطرت که می پیچه
آروم میـخندی، بـاز عاشقت میشم
زخمامو میبندی، باز عاشقت میشم
دو تا آفریقایی با یه ایرانی وسط بیایون بودن در همین حال و هوا بودن که یدفعه آفریقایی یه چراغ جادو پیدا می کنه.
بعد غوله می یاد بیرون و به آفرقایی میگه یه آرزو کن.
آفریقایی میگه: منو سفید کن.
تا اینو میگه ایرانیه میزنه زیر خنده آفریقایی
میگه: چیه برای چی میخندی؟
ایرانیه گفت: همینجوری.
بعد غوله به آفریقایی دومیه گفت: تو چی می خوای؟
آفریقایی گفت: منم سفید کن .
دوباره ایرانیه میزنه زیر خنده .
آفریقایی گفت برای چی میخندی؟
ایرانیه باز گفت: همینجوری.
نوبت ایرانیه میشه. غوله ازش می پرسه: تو چی می خوای .
ایرانیه میگه: این دوتا رو سیاه کن..!