یافتن پست: #میخ

saqar
saqar
با کفش نیایید روی فرش دل ما
ما روی این دل نماز میخوانیم
دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 16:13
+7
saqar
saqar
خدا میشه چند لحظه وقتتو بگیرم...؟!
این دفعه دگ چیزی ازت نمیخوام!!
فقط میخوام بگم به خاطر همه چی ممنونم...!
2 دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 16:03
+8
saqar
saqar
دلم میخوادبلند گریه کنم!
دادبکشم!
جیغ بزنم!
خدایا نمیخوام کسی اشکامو ببینه
دلم خوشه ها!!!!
کسی؟؟؟؟؟
من که کسی رو ندارم؟؟؟؟؟؟؟!!!!!
پس خداجونم..............!
میشه تو بغلت گریه کنم؟!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 15:42
+5
saqar
saqar
مناجات
خدایا وقتی میخوام بیام خونت باید کلی پول خرج کنم، وقتی هم که مهمونتیم نباید لب به هیچی بزنیم
اصلا رفت و آمد نکنیم بهتره
دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 15:32
+5
saman
saman
در CARLO
قراربود بــــــــــــــــــــمونی کنار غــــــــــــــ ــــــــــرورم



نگو قسمــــــــــــــــــــــت اینه نگو از تــــــــــــــــــــــــــــو دورم



قراربود بیایــــی توی بیـــــــــــــــــــکسی هام



یه کاری کنــــــــــــ ــــــ ـــــــــــــــی واسه دلواپســـــــــــــی هام



چقدر بغــــــــــــــــــــــــض کردم کنارم نبودی



هزاربار دلـــ ــــــ ـــــــ ـــــــ ـــم خواست ببارم نبودی




نبودی ببیـــــــــــــــــــــــــــــنی چقدر ســــــــــــــــــــــوت و کورم



چقدر بی قرارم چـــــــــــــــــــــــــــــــــقدر بی عبورم



خودت نیستــــــــــــــــــــــــی اما غمــــــــــــــــــــــــــــــــــت روبرومه



میخندم به بغضـــــــــی که توی گلومه
دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 14:25
+4
saman
saman
در CARLO
نیمکت کنار فواره ی نور, یه بهونه واسه از تو گفتنه

جای خالیه تو گریه آوره, مرگ لحظه های شیرین منه

یادته بروی اون نیمکت نور, از تو واژه ها غمو خط میزدیم

دست من به دور گردن تو بود, وقتی که تکیه به نیمکت میزدیم

دورمون پرنده ها بودن و عشق با نگاه من و تو یکی شد

من میخواستم با تو پرواز کنمو, برسم به عاشقی اما نشد

یه سبد خاطره داره یاد تو, وقتی که تنها رو نیمکت میشینم

شکر ِ رویا که هنوزم میتونم, توی رویا روی ماهتو ببینم

از خدا میخوام که عطر دلخوشی, هرجا باشی به مشامت برسه

ممنونم از شبِ رویا, که بازم وقت دلتنگی به دادم میرسه



نیمکت کنار فواره ی نور, یه بهونه واسه از تو گفتنه

جای خالیه تو گریه آوره, مرگ لحظه های شیرین منه
دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 13:47
+4
hosein
hosein
یه دختر و پسر که روزی همدیگر را باتمام وجود دوست داشتن ، بعد از پایان ملاقاتشون با هم سوار یه ماشین شدند و آروم کنار هم نشستن ... دخترمیخواست چیزی را به پسر بگه ، ولی روش نمیشد ..!پسر هم کاغذی را آماده کرده بود که چیزی را که نمیتوانست به دختر بگوید در آن نوشته شده بود ...پسر وقتی دید داره به مقصد نزدیک میشه، کاغذ را به دختر داد ..دختر هم از این فرصت استفاده کرد و حرفش را به پسر گفت که شاید پس از پایان حرفش پسر از ماشین پیاده بشه و دیگه اون را نبینه ...دختر قبل از این که نامهی پسر را بخواند ، به اون گفت :دیگه از اون خسته شده ، دیگه مثل گذشته عشقش را نسبت به اون از دست داده و الان پسر پیدا شده که بهتر از اونه ..!پسر در حالی که بغض تو گلوش بود و اشک توی چشماش جمع شده بود ، با ناراحتی از ماشین پیاده شد............در همین حال ماشینی به پسر زد و پسردرجا مــُـرد ..دختر که با تمام وجود در حال گریه بود ، یاد کاغذی افتاد که پسر بهش داده بود!وقتی کاغذ رو باز کرد پسر نوشته بود:....

اگــه یــه روز تــرکــم کـنــی میــمیــرم......
دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 00:37
+2
MiSs Roya
MiSs Roya
ﺩﻟﻢ ﮐﺴــــﯽ ﺭﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫــــﺪ ...
ﮐﺴــــﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺟﻨــــﺲ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﺎﺷﺪ ...
ﺩﻟــــﺶ ﺷــــﯿﺸﻪ ﺍﯼ ...
ﮔﻮﻧـــﻪ ﻫﺎﯾﺶ ﺑﺎﺭﺍﻧــــﯽ ...
ﺩﺳﺘﺎﻧﺶ ﮐﻤـــﯽ ﺳﺮﺩ ...
ﻧﮕﺎﻫﺶ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑﺎﺷﺪ ...
ﺩﻟﻢ ﯾﮏ ﺳﺎﺩﻩ ﺩﻝ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ....
ﺁﺭﯼ ، ﺩﻟﻢ ﯾﮏ ﺳﺎﺩﻩ ﺩﻝ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 22:29
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
عزیزم ..
برادر ..
داداش من ..
نامرررررررررررد ..!!
بی شعوری که آبنبات چوبی میسازی وسطش آدامس نمیذاری باشماااااااا هستم ..
2 ساعته نشستم لیس زدم این لعنتی رو به عشق اون یه تیکه آدامسه !
آدامس نبود وسطش ..
این درسته ..!!؟
آدمی تو ..!!؟
شرف داری تو ..!!؟؟؟؟
یعنی امشب سرتو راحت میذاری زمین میخابی ..!؟؟؟؟
اره ؟؟؟
آخه عمت چه گناهی کـــرده که تو برادر زادشی
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 20:11
+3
MiSs Roya
MiSs Roya
اگر یقین دارید روزی پروانه خواهید شد بگذارید دنیا هر چه میخواهد پیله کند ....
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 20:03
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ