محمد حسن کاظمی
دست دوستم یه گوشی ایفون دیدم،حسودیم شد. رفتم خونه به مامانم میگم من یه اپل میخوام. یه لبخند مرموز زد. شب که بابا م اومد یه پلاستیک سیب دستش بود، میگه تو فکر کردی ما انگلیسی بلد نیستیم؟!
محمد حسن کاظمی
یکی تو . یکی من!
تو: چشمانت را درویش
دلت را مقدس و پاک
و خودت را برای یکنفر نگه دار...
و اما من:
اگر چنین میخواهی
باید خودت هم مانند او باشی..
به اندازه ی لحظه ای انسان بودن!
محمد حسن کاظمی
کودک درونم پورشه میخاد
خدا هیشکی رو شرمنده ی کودک درونش نکنه
دوس ندارم
1393/06/18 - 15:43اینو برات نمیخرم

1393/06/18 - 15:47
1393/06/18 - 15:50
1393/06/18 - 15:52
1393/06/18 - 16:03