♥ نگار ♥
بچه: بابا! " مرد " یعنی چی؟
پدر: خـــــــــب! مرد به کسی میکن كه به خانواده اش عشق می ورزه و دفاع میکنه و دلسوز خانواده اش هست.
بچه: چه باحال! پس من هم میخوام " مرد" بشم ....درست مثل مامان!
♥ نگار ♥
گل افتابگردان را گفتند :
چرا شبها سرت را پایین میندازی ؟؟؟؟
گفت : ستاره چشمک میزنه نمیخواهم به خورشید خیانت کنم...
.
.
.
به سلامتی همه ادمای اسکول که فک میکنن افتابگردون حرف میزنه
♥ نگار ♥
زن با عصبانیت پای تلفن : “این موقع شب کدوم گوری هستی تو؟!”
مرد : “عزیزم ، اون فروشگاه طلافروشی رو یادته
که از یه انگشتر الماس نشان ش خوشت اومده بود و گفتی برات بخرم
اما من اون روز پول نداشتم ولی بهت گفتم که روزی حتما این انگشتر مال تو میشه عزیزم…؟! “
زن با صدای ملایم و خوشحالی بسیار : ” بله عشقم…”
مرد : “من تو رستوران بغل دستیش دارم شام میخورم!
mohamadjavad
سلامتی کسی که میدونه.ولی ساکت میمونه... سلامتی کسی که درونش داره میسوزه اماترجیح میده لبهاشو بدوزه... سلامتی روزگاری که روزگارش گذشته... سلامتی اونایی که تلخ میخورن وشیرین سخن میگنن... سلامتی راهی که آخرش میرسه به مقصود... به سلامتی سرنوشت.که نمیشه اونواز"سر"نوشت....
mohamadjavad
ایناکه توخیابون راه میرن ویهو باخودشون میخندن...آدمای ان کهه با خاطره هاشون زنده ان دیونه نیستن فقط یکم خسته ان
میخوام خوب
1393/06/8 - 20:25ای جان
1393/06/8 - 20:30واسم دورس کن
1393/06/8 - 20:33چشم
1393/06/9 - 10:48