mohamadjavad
نم نم مرامت رابادریای دیگران عوض نمیکنم حتی اگه درخشکی دوریت بمیرم
mohamadjavad
روی تو حساب دیگه ای می کردم.ناراحت نشو ولی تازه میفهمم همه راس میگن:تویه آدم دورویی هستی:یه روت ماه!یه روت گل!یکی ازیکی قشنگتر.
♥ نگار ♥
ﻣﯿﺪﻭﻧﺴﺘﯿﻦ ﺍﮔﻪ ﺗﻮ ﺍﻧﮕﻠﺴﺘﺎﻥ ﻫﻤﻪ ﻗﺮﺹ ﺿﺪ ﺍﻧﮕﻞ ﺑﺨﻮﺭﻥ .. .
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﻣﯿﺸﻦ ﭘﺎﮐﺴﺘﺎﻥ ؟
ﻣﻦ ﺑﺮﻡ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺍﮐﺘﺸﺎﻓﺎﺕ ﺑﻌﺪﯾﻢ...
♥ نگار ♥
عاقا این دخترایی که تو عروسیا هفت برابر عروس آرایش میکنن
بعدم همش میرن میشینن تو جایگاه کنار عروس....اینارو کاریشون نداشته باشین
گناه دارن اینا خستن از بی شوهری میفهمی...خسته
♥ نگار ♥
طرف قیافش تمثال بی مثال (ادبیات حال کنیدد!!) نگهبان جهنمه حتی واس نمونه و یاد آوری استاد سر کلاس معارف خاطرنشانش هم میکنه هااااا .....بعد پست گذاشته : حوریان بهشتی کجایند ک زیبایشان میان انسانهاست!!!!^_@
.
اخه عزیز من همین اعتماد ب سقفای شماست ک هواپیماها رو سرنگون میکنه دیگ....
♥ نگار ♥
دختر فامیلمون پنج سالشه بهش میگم مریم گلی بیا بغلم یه بوس بهم بده
برگشته مگیه مگه تو خودت زن نداری ؟؟ بزار برم به الهام بگم میخواستی بوسم کنی^_^
تازشم من میخوام زن وحید بشم
من : وحید کیه ؟؟
اون : پچه قشنگ مهد کودمونه
من : جااااان ، حالا اونم ترو میخواد ؟؟
اون : دارم روش کار میکنم
من : خرج زندگیرو چکار میکنید ؟؟
مریم : بچه پولداره
د لامصب اینا رو سوار هواپیما کنید,اینا بزرگ بشن خطرناکنااااا
محمد حسن کاظمی
امروز بعد مدت ها میخواستم یه پول پاره به راننده بدم
انقدر استرس داشتم آخر گفتم
آقا نگهدارید همینجا پاره میشم هیچی دیگه راننده مرد از خنده
محمد حسن کاظمی
ﺩﺧﺘﺮ: ﻋﺰﯾﺰﻡ
ﭘﺴﺮ : ﺑﻠﻪ
ﺩﺧﺘﺮ : ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﯽ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻧﺒﺎﺷﯿﻢ ؟
ﭘﺴﺮ: ﺣﺘﯽ ﻓﮑﺮﺵ ﺭﺍ ﻫﻢ ﻧﮑﻦ
ﺩﺧﺘﺮ : ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺩﺍﺭﯼ ؟
ﭘﺴﺮ: ﺍﻟﺒﺘﻪ، ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺩﯾﺮﻭﺯ
ﺩﺧﺘﺮ: ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﮐﺮﺩﯼ ؟
ﭘﺴﺮ : ﻧﻪ ! ﺑﺮﺍﯼ ﭼﯽ ﻣﯿﭙﺮﺳﯽ؟
ﺩﺧﺘﺮ: ﻣﻨﻮ ﻣﯿﺒﻮﺳﯽ ؟
ﭘﺴﺮ: ﻣﻌﻠﻮﻣﻪ ! ﻫﺮ ﻣﻮﻗﻊ ﮐﻪ ﺑﺘﻮﻧﻢ
ﺩﺧﺘﺮ: ﻣﻨﻮ ﮐﺘﮏ ﻣﯿﺰﻧﯽ ؟
ﭘﺴﺮ: ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺷﺪﯼ ؟
ﺩﺧﺘﺮ : ﻣﯿﺘﻮﻧﻢ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﮐﻨﻢ ؟
ﭘﺴﺮ : ﺑﻠﻪ
ﺩﺧﺘﺮ: ﻋﺰﯾﺰﻡ
.
.
.
ﺍﯾﻦ ﻣﺎل ﻗﺒل ﺍﺯﺩﻭﺍجه
محمد حسن کاظمی
به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانى، از روانپزشک پرسیدم
شما چطور میفهمید که یک بیمار روانى به بسترى شدن در بیمارستان نیاز دارد یا نه؟
روانپزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب میکنیم و یک قاشق چایخورى،
یک فنجان و یک سطل جلوى بیمار میگذاریم و از او میخواهیم که وان را خالى کند.
من گفتم: آهان ! فهمیدم. آدم عادى باید سطل را بردارد چون بزرگتر است.
روانپزشک گفت: نه! آدم عادى درپوش زیر آب وان را بر میدارد.
شما میخواهید تختتان کنار پنجره باشد یا کنا در ؟