یافتن پست: #می

محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی
مَردُم کیست؟
به موجودی گفته میشه که از بدو تولد همراهیت میکنه و تا روز مرگت مجبوری که برای اون زندگی کنی!!!
برای مَردُم خیلی مهمه که تو چی میپوشی؟
کجا میری؟
چند سالته؟
بابات چیکارس؟
ناهار چی خوردی؟
چند روز یه بار حموم میری؟
چرا حالت خوب نیست؟
چرا میخندی؟
چرا ساکتی؟
چرا نیستی؟
چرا ازدواج نمیکنی ؟
چرا بچه دار نمیشی ؟
چرا اینطوری نوشتی؟
عاشق شدی؟
چرا اونطوری نوشتی؟
فارغ شدی؟
چرا چشات قرمزه؟
چیزی کشیدی؟
چرا لاغر شدی؟
شکست عاطفی خوردی؟
چرا چاق شدی؟
زندگی بهت ساخته؟
و چراهای بسیاری که تا جوابش رو بدست نیاره دست از سرت ور نمیداره!
مَردُم ذاتا قاضی به دنیا میاد.بدون ِ اینکه خودت خبر داشته باشی، جلسه دادگاه برات تشکیل میده، روت قضاوت میکنه، حکم برات صادر میکنه و در نهایت محکوم میشی.
مَردُم قابلیت اینو داره که همه جا باشه، هرجا بری میتونی ببینیش، حتی تو خواب.
اما مَردُم همیشه از یه چیزی میترسه؛؛؛
از اینکه تو بهش بی توجهی کنی، محلش نذاری، حرفاش رو نشنوی و کاراش رو نبینی.پس دستت رو بذار رو گوشت، چشمات رو ببند و بی توجه بهش از کنارش عبور کن و مشغول کار خودت شو...و از فرصت كم زندگيت لذت ببر
دیدگاه  •   •   •  1393/06/29 - 16:20
+5
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی
ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ:
ﺍﺳﻢ: ﺑﺘﻮﻝ
ﻓﺎﻣﯿﻞ : ﺷﺘﺮ ﺧﻮﺍﺭ
ﺗﺤﺼﯿﻼﺕ : ﻧﻬﻀﺖ ﺳﻮﺍﺩ ﺁﻣﻮﺯﯼ
ﻣﺘﻮﻟﺪ : ﻧﺎﺻﺮﺁﺑﺎﺩ ﺟﺮﻗﻮﯾﻪ ﺳﻔﻠﯽ ﺍﺯ ﺗﻮﺍﺑﻊ ﻗﻠﯽ ﺁﺑﺎﺩ ﮔﺘﻮﻧﺪ
ﺳﻦ : 32
ﻋﻼﯾﻖ : ﺍﻻﻍ ﺳﻮﺍﺭﯼ
ﻣﯿﻮﻩ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻼﻗﻪ : ﮐﺎﻫﻮ . . . . . . . . . . . . . .
ﻭ ﺣﺎﻻ ﻣﺸﺨﺼﺎﺕ :facebook
ﺍﺳﻢ: ﺳﺎﻧﺎﺯ
ﻓﺎﻣﯿﻞ : ﺁﺭﯾﺎﯾﯽ
ﺗﺤﺼﯿﻼﺕ : ﻓﻮﻕ ﻟﯿﺴﺎﻧﺲ ﮐﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮ
ﻣﺘﻮﻟﺪ : ﺗﻬﺮﺍﻥ ﻓﺮﻣﺎﻧﯿﻪ
ﺳﻦ : 25
ﻋﻼﯾﻖ : ﺍﺗﻮﻣﺒﯿﻞ ﺭﺍﻧﯽ ، ﻧﻮﺍﺧﺘﻦ ﭘﯿﺎﻧﻮ
ﻣﯿﻮﻩ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻼﻗﻪ : ﺍﻧﺒﻪ . ﺍﻧﺎﻧﺎﺱ . ﻣﻮﺯ
دیدگاه  •   •   •  1393/06/29 - 16:16
+3
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی




گوشه دو چشم تان را کش کنید و چیزی را که میبیند را در کامنت بنویسید


لایک هم یاد تان نره


1 دیدگاه  •   •   •  1393/06/29 - 16:15
+2
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﯾﺪﻡ ﭘﺸﺖ ﭘﯿﮑﺎﻥ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ :
Go With With
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﮐﻠﯽ ﺗﺤﻗﯿﻖ ﻭ ﺗﻔﺤﺲ ﺩﺭ ﻣﺘﻮﻥ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ
ﻣﻨﻈﻮﺭﺵ ﻫﺴﺖ :
... ﺑﺮﻭ ﺑﺎﺑﺎ !!
Go = ﺑﺮﻭ
With = ﺑﺎ
With = ﺑﺎ
ﻣﻤﻠﮑﺖ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ﮐﻪ،ﺯﻧﺪﺍﻥ ﻧﻮﺍﺑﻐﻪ
دیدگاه  •   •   •  1393/06/29 - 16:11
+4
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی
پسری ﺑﺎ ﭘﺪﺭ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩﺭﺵ ﺳﻮﺍﺭ ﺑﺮ ﻟﮑﺴﻮﺯ ﺑﻪ ﻧﻤﺎﺯ
ﺟﻤﻌﻪ ﻣﯿﺮﻓﺖ .
ﺩﺭ ﯾﮏ ﭼﺮﺍﻍ ﻗﺮﻣﺰ ﭘﺴﺮﯼ ﻫﻤﺴﻦ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ
ﮐﻪ ﻟﻨﮓ ﻣﯿﻔﺮﻭﺧﺖ .
ﭘﺴﺮ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩﺭ ﺑﺎ ﯾﮏ ﻧﮕﺎﻩ ﻋﺎﻗﻞ ﺍﻧﺪﺭ ﺳﻔﯿﻪ ﺑﻪ
ﻟﻨﮓ ﻓﺮﻭﺵ ﮔﻔﺖ : ﺍﻻﻥ ﻭﻗﺖ ﻧﻤﺎﺯ ﺟﻤﻌﻪ ﺍﺳﺖ
ﭼﺮﺍ ﻧﻤﯿﺮﻭﯼ ﻧﻤﺎﺯ ﺟﻤﻌﻪ
ﭘﺴﺮ ﻟﻨﮓ ﻓﺮﻭﺵ ﮔﻔﺖ : ﺗﻮ ﯾﮏ ﻫﻔﺘﻪ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﻣﻦ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻦ , ﻣﻦ ﯾﮏ ﺳﺎﻝ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺗﻮ ﻋﺒﺎﺩﺕ
ﻣﯿﮑﻨﻢ ,
ﺷﮑﻢ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﻧﻤﯿﺘﻮﺍﻧﺪ ﺻﺮﺍﻁ ﺍﻟﻤﺴﺘﻘﯿﻢ ﺭﺍ ﺧﻮﺏ
ﺍﺩﺍ ﮐﻨﺪ ,
ﺳﻼﻡ ﻣﺮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﺮﺳﺎﻥ ﻭ ﺑﻬﺶ ﺑﮕﻮ
ﻟﻨﮓ ﻧﻤﯽ ﺧﺮﯼ ....
دیدگاه  •   •   •  1393/06/29 - 16:09
+3
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی
بامادرم جدول حل میکردم گفتم:نوشته:دوست،عشق،محبت،دنیا و4حرفیه.الف وميم دراومده... گفت:فهمیدم عزیزم میشه مادر. بآاینکه میدونستم مادرمیشه گفتم نه!! گفت اخه عمودیشم درمیاد.. توچشام اشک جمع شدوگفتم میدونم ولی این4حرف داره توکه حرف نداری...

دیدگاه  •   •   •  1393/06/29 - 16:00
+1
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی
1 دیدگاه  •   •   •  1393/06/29 - 15:32
+5
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی
6 دیدگاه  •   •   •  1393/06/29 - 15:30
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥



آﺩﻡ ﻣﯿﺘﻮﻧﻪ ﯾﻪ ﺯﻥ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ ﺑﮕﯿﺮﻩ

ﺑﻌﺪ ﺑﻪ ﻣﺮﻭﺭ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺗﺤﺼﯿﻞ ﻭ ﺟﺮﺍﺣﯽ ﺑﯿﻨﯽ ﻭ ﺳﺎﯾﺮ ﻗﻄﻌﺎﺗﺶ ﺭﺍ ﺑﺪﻩ

ﺍﯾﻨﺠﻮﺭﯼ ﺍﺭﺯﻭﻧﺘﺮ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﺩ ! :))



دیدگاه  •   •   •  1393/06/29 - 13:34
+5
sasan pool
sasan pool
آخرین ویرایش توسط Edward-Marion در [1393/06/28 - 23:12]
2 دیدگاه  •   •   •  1393/06/28 - 21:41
+7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ