alireza
مدت هاســت احــساس میکــنم کــر و لال شــدم
این روزها "صــدای احــساساتم رو فــقط صــفحه ی کیــــــــبوردم میشــنود
alireza
بعضی ها گریه نمیکنند ٬ اما ... از چشم هایشان معلوم است
ک اشکی به بزرگی یک سکوت ٬ گوشه ی چشم هایشان به کمین نشسته .
puya
فازو بده بره بالا میخـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــام
حال کنی تو
puya
من......دیوونه....نیستم
دیوونگی زده به سر من که من شدم پس غم پدر من
یه کمِشم با من راه نیومد پسر اگه به من بگن بجنگ
واسه زندگی بیدرنگ میگم تو هم چشماتو ببندو به همه چی بخند
منم قید آدمنماهای این جنگل و زدم بودم یه سرباز خدا
ولی بی سنگر و هدف
میشکنم مهد زندگیمو بیشرفم من آره!
قلب من با یه سایه نشده پاره ناله کاره منه با سایه ها
با مانع ها نمیشه روبرو شد و حال من خرابه
چرا آخه بدن من داغه رد پای من نمیمونه رو زمین و
همین و نمیدونم و دلیل و میپرسم از خودم
رضا نگاه چرا دنیا ضد تو هه به ما بگو چته؟
ینفرم نمیپرسه این سوال و که مایله