سحر
بارون نمیشم که نگی با چه منتی خودشو به شیشه می کوبه تا نیم نگاهی بیندازم ابر میشم که از نگرانی یه روز بارونی هر لحظه پنجره رو بگشایی و من رو تو آسمون نگاه کنی
mohammad
عادت می کنم به داشتن چیزی و سپس نداشتنش ،
به بودن کسی و سپس به نبودنش ،
تنها عادت می کنم ...
امـــا فراموش نه !
saeed
وقتى كه میگى دیگه برا همیشه فراموشش كردى ،
و هیچ احتیاجى بهش ندارى ،
و تمام فحشهاى دنیا رو نصیبش میكنى ؛
درست زمانیه كه
بیشتر از همیشه دلت براش تنگ شده !...
saeed
آدمی که می خواهد برود
می رود
داد نمی زند که من دارم می روم
آدمی که رفتنش را داد می زند
نمی خواهد برود
...داد می زند که نگذارند برود
نیوشا
قدش به عشـق نمی رسید.... غـرورم را زیـر پایـش گذاشتم.... امـا باز هـم نرسـید . .
نیوشا
با این سرعتی که جا گذاشتیاَم هیچوقت به تو نمیرسم؛ مثلِ یک لاک پشتِ پیر! دوستت داشتم و نفهمیدی ؛ و این... تقصیر تو نبود ، قدت به عشق نمیرسید ...!