zahra
آدما عجیبند....در بچگی به عروسکی که باید باهاش "بازی "کنند"دل"می بندند اما وقتی بزرگ می شند با دل آدمی که باید بهش "دل"ببندند "بازی"می کنند
آخرین ویرایش توسط
zahra در [1391/01/12 - 02:53]
ramin
آن کس که میگفت دوستم دارد، عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد، رهگذری بود که روی برگهای خشک پاییزی راه میرفت، صدای خشخش برگها همان آوازی بود که من گمان میکردم میگوید: دوستت دارم

1391/01/12 - 02:58