یافتن پست: #می

مهراوه
مهراوه
مامانم داشت میرفت بیرون…بعد تند برگشته انگار چیزی یادش رفته باشه
درو باز کرده میگه من رفتم خودتو نکشی تا من برگردم…
عجب مامانی داریم ما!!{-8-}
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/10 - 20:58
+2
payam65
payam65
برو اگه میخوای بری ،
دلت نسوزه واسه من !!
اینجوری که کلافه ای
بد تره خب ، دل رو بکن !!
بکن دل و از این همه خاطره های روی آب
فک کن ندیدی ما همو حتی یه بارم توی خواب
راحت برو یه قطره هم گریه نداره چشم من !!
اشکاشو پشت پای تو ، میخواد بریزه دل بکن ..
من که نمی میرم ،اگه بخوای تو از اینجا بری
چون میدونستم که تو از اول راه مســـافری !!
شاید نفهمیدی که من بی اونکه تو چیزی بگی
سپردمت دست خــدا ، که بی خدافظی نری
غصه ی راهمو نخور ، شاید همینجا بمونم
شاید به مقصد رسیدم خودم فقط نمیدونم
راحت برو یه قطره هم گریه نداره چشم من
اشکاشو پشت پای تو ، میخواد بریزه دلو بکن
شاید نفهمیدی که من بی اونکه تو چیزی بگی
سپردمت دست خــدا ، که بی خدافظی نری
غصه ی راهمو نخور ، شاید همینجا بمونم
شاید به مقصد رسیدم خودم فقط نمیدونم
دیدگاه  •   •   •  1391/01/10 - 20:55
+1
مهراوه
مهراوه
مامانم تو تراس بود، با داداشم حرفم شد مثل بچگیامون خودمو لوس کردم گفتم:مااامااان!!ببین رضا به من چی میگه!؟
اومده تو اتاق میگه ولش کن این رضا crazyee!!!
عجب مامان باحالی من دارم؟!نه؟!{-33-}
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/10 - 20:55
+4
payam65
payam65
کاش میدونستی نمیخوامت چون تنهام
چون میخوامت تنهام
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/10 - 20:45
+1
payam65
payam65
گاهی آدمهایی وارد زندگیمون میشن با کلی اشتیاق و کلی علاقه...اونقدر گرم و صمیمی میشن که باورشون می‌کنیم...بعد یه روز اونهمه علاقه ناپدید میشه...مثل توده عظیم برف که وقتی آفتاب می‌تابه آب میشه و دیگه اثری ازش نیست...گوئی هرگز نبوده...و تو به خودت می‌گی تمام چیزی که باور کرده بودی توهم بوده...این روزها دوستی‌های برفی رسم جدید آدمها شده
دیدگاه  •   •   •  1391/01/10 - 20:38
+1
مهراوه
مهراوه
خیانت تنها این نیست که شب را با دیگری بگذرانی ... خیانت میتواند دروغ دوست داشتن باشد ! خیانت تنها این نیست که دستت را در خفا در دست دیگری بگذاری ... خیانت میتواند جاری کردن اشک بر دیدگان معصومی باشد !
دیدگاه  •   •   •  1391/01/10 - 20:38
+4
payam65
payam65
حالا فهمیدم چرا ترکم کرد و رفت

من میخواستم مالک قلبش بشوم اما اون مستاجر میخواست
دیدگاه  •   •   •  1391/01/10 - 20:34
+1
مهراوه
مهراوه
در دنیایی که خندیدن جرم است، نگاه کردن گناه است، بوسیدن ناپاک است، پس چگونه ثابت کنم دوستت دارم؟؟
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/10 - 20:31
+4
مهراوه
مهراوه
آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت
خبر از این دل وامانده نداشت که چه ها میکند
دیدگاه  •   •   •  1391/01/10 - 20:25
+4
مهراوه
مهراوه
اینقدر بدم میاد از استادایی که با صدای بلند درس میدن
آخه صداشون با صدای آهنگی که داری گوش میدی قاطی میشه
3 دیدگاه  •   •   •  1391/01/10 - 20:22
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ