یافتن پست: #می

ronak
ronak
وقتی قرار است آخرش همه کارها خراب شود،
چه فرقی می کند
کی پَت باشد کی مَت!!!
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 02:56
+12
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
@niusha-nini
یک شاخه رز سفید تقدیم تو باد
رقصیدن شاخ بید تقدیم تو باد
تنها دل ساده ایست دارایی ما
آن هم شب عید تقدیم تو باد
5 دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 02:54
+9
ronak
ronak
کاش مردان ، حرمت مرد بودنشان را بدانند
و زنان ، شوکت زن بودنشان را ...
کاش مردان همیشه مرد باشند
و زنان ، همیشه زن !
آنگاه هر روز نه روز " زن " و ... نه روز " مرد " ،
بلکه روز " انســــــــــــــان " است ... !
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 02:52
+9
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
چند سال و چند عيد بايد از عمر تو بگذره تا آدم بشي


يک سال از عمرت گذشت، ولي باز تو هموني که بودي
!

فرشته دوست داشتني بهارمبارک
22 دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 02:51
+7
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
در MEETING S
@ramins
حس می کنم ، حسم به تو حسی نو است
حسم برای حس تو ، شعری نو است
حس می کنم ، حس کرده ای احساس من
احساس حسم حاسد و جنسی نو است
حدسی بزن ، حسم حسود حس کسیت
احساس تو بر حس من ، حدسی نو است
در حس تو ، احساس من محسوس شد
احساس کن حس مرا ، حسی نو است
سحری بکن ای ساحر احساس من
هر حس تو نسبت من ، سحری نو است
مبحوس گشت احساس من از حس تو
حساس کن احساس خود ، فصلی نو است !!!
7 دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 02:48
+9
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
هم دعا کن گره از کار تو بگشاید عشق
هم دعا کن گره تازه نیافزاید عشق
.
قایقی در طلب موج به دریا پیوست
باید از مرگ نترسید ، اگر باید عشق
.
عاقبت راز دلم را به لبانش گفتم
شاید این بوسه به نفرت برسد ، شاید عشق
.
شمع روشن شد و پروانه در آتش گل کرد
می توان سوخت اگر امر بفرماید عشق
.
پیله رنج من ، ابریشم پیراهن شد
شمع حق داشت ، به پروانه نمی آید عشق !
3 دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 02:45
+7
نیوشا
نیوشا
انگار لحظه ی تحویل سال هم دست از اینجا بر نمیدارین
8 دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 02:41
+10
-1
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
ای کاش احساسم گلی می بود ، میریخت عطرش را به دامانت
یا مثل یک پروانه پر میزد ، رقصان به روی طاق ایوانت
.
ای کاش احساسم کبوتر بود ، بر بام قلبت آشیان میکرد
از دست تو یک دانه برمیچید ، عشقی به قلبت میهمان میکرد
.
ای کاش احساسم درختی بود ، تو در پناه سایه اش بودی
یا مثل شمعی در شبت میسوخت ، تو مست در میخانه اش بودی
.
ای کاش احساسم صدایی داشت ، از حال و روزش با تو دم میزد
مثل هزاران دانه برفی ، سرما به جان دشت غم میزد
.
ای کاش احساسم هویدا بود ، در بستر قلبم نمی آسود
یا در سیاهی دو چشمانم ، خاموش نمیگشت و نمی آلود
.
ای کاش احساسم قلم میگشت ، تا در نهایت جمله ای میشد
یعنی که “دوستت دارم”ی میگشت ، تا معنی احساس من میشد !
دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 02:40
+9
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
همیشه ساده ترین پرسش ها با اهمیت ترین پرسش ها به شمار می رود و پاسخی برای آنها وجود ندارد و پرسشی که نتوان به آن پاسخ داد، مانعی است که فراتر از آن نمی توان رفت.
دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 02:35
+7
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
در MEETING S
گاه آدمی در بیست سالگی می میرد ولی در هفتاد سالگی به خاک سپرده میشود.
(صادق هدایت)
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 02:34
+13

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ