یافتن پست: #می

مهراوه
مهراوه
اعتراف میکنم
نمیدونم این تلنگر زدن یعنی چی و به چه دردی میخوره؟{-28-}
واقعا یعنی چی؟{-28-}
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 01:18
+8
mitra
mitra
معنی دوست دختر از دید افراد مختلف
4 دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 01:10
+15
مهراوه
مهراوه
اعتراف می کنم که:
دوستم زنگ زد خونمون گفت مهراوه جون امروز میای سر کار؟ گفتم نه شهرستانم! بعدش فهمیدم چه گندی زدم چون به خونه زنگ زده بود نه موبایل!{-7-}
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 01:02
+11
مهراوه
مهراوه
- اعتراف می کنم که:
2 ماه به همه گفتم خطم سوخته. خواهرم نگاه کرد دید سیم کارت رو برعکس انداختم تو گوشی.{-33-}
دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 00:59
+10
مهراوه
مهراوه
داداشم میگفت که: اولین باری که رفتم کارواش من هم همراه کارگرها داشتم ماشین رو می شستم که مسئول کارواش اومد خجالت زده جمعم کرد! خوب چی کار کنم فکر کردم زشته اونا ماشین من رو بشورن و من وایستم نگاه کنم.{-18-}
دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 00:56
+8
مهراوه
مهراوه
- اعتراف می کنم که: بچه که بودم خیلی وراج بودم. برای همین تا از مدرسه می اومدم همه خودشون رو به خواب می زدن.{-7-}
دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 00:52
+8
مهراوه
مهراوه
- اعتراف می کنم که: تا سن 13-12 سالگی با روسری می نشستم جلو تلویزیون مخصوصا از ایرج طهماسب خیلی خجالت می کشیدم. زیاد می خندید، فکر می کردم بهم نظر داره.{-33-}
دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 00:49
+8
مهراوه
مهراوه
- اعتراف می کنم که: امشب بعد از 1 سال به این معما پی بردم که آقاجونم مسواکش رو کجا قایم می کنه که من نمی بینم. بارها دیدم که داره مسواک می زنه اما به محض اینکه بعدش می رم مسواک بزنم مسواکش غیب می شه. خب زیاد پیچیده نیست از مسواک من استفاده می کرده!{-8-}
دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 00:46
+6
مهراوه
مهراوه
من یه خواهر دارم یک سال از خودم کوچکتره..بچه که بودیم همیشه لباسهای شبیه به هم میخ[!]م مثل دوقلوها
راهنمایی که میرفتم یه لباس داشتم عکس میکی موس روش بود.عاشق این لباسه بودم
یه روز که شسته بودمش روی طناب که پهنش کردم یهو باد اومد و بردش
من هم بدون هیچ عذاب وجدانی بلوز خواهرمو برداشتم و گذاشتم توی کمد خودم!
خواهرم خیلی گریه کرد از گم شدن بلوزش ولی من که عذاب وجدان نداشتم{-7-}
دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 00:33
+3
مهراوه
مهراوه
اعتراف میکنم
وقتی توی خونه تنهام و میخوام برم دوش بگیرم تلویزیون رو با صدای بلند روشن میذارم.
نه اصلا هم نمیترسم{-53-}
دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 00:29
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ