یافتن پست: #می

ronak
ronak
تقصیر از چشمان
توست جانم که
دوست داشتن
را بی رحمانه !!
به من تحمیل می کنند !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 00:07
+7
reza
reza
سیگاری روشن میکنم

و به خاموش بودنم فکر میکنم

کـــــــــام عمیق

همراه آهی کوتاه

بیرون میدهم دودش را

کمرنگ میشود مثل خودم

نفسم میگیرد

از زندگی اجبــــــاری
دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 00:05
+2
reza
reza
حواسم را به فندک مارک دارت پرت کردی...

تعارف سیگارت مرا واداشت که قبول نکنم

آخه عادت به قبول هدیه از دستت رو نداشتم

و نمیخواستم زیر دین تو باشم لعنتی!

انگار قلبم سیگار کشیده بود

صدایم شکسته و خراشیده گفت:

مثل یه وصله ناچسب به هم کوک خورده ایم

صدایت تارهای وجودم را لرزاند وقتی گفتی:

من فقط با سیگارم کوکم

با تو ناکوکم....

زین پس من هم با سیگارم کوکم لعنتی...!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 23:58
+3
پاراگلایدر
پاراگلایدر
فریاد نمیکشم
که خواهند گفت
از استخوان درد است
مویه نخواهم کرد
باور نمیکنند که این صدای زخمی یک مرد است
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 23:52
+5
reza
reza
بچگی یعنی:

وقتیکه فاصله ی دستشویی تا اتاقمونو می دویدیم

و از اینکه لولو ما رو نمی خورد فریاد می زدیم، ھـــــوراااا


از هیچ کار بچگیم پشیمون نیستم ،

جز اینکه آرزو داشتم بزرگ شم ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 23:50
+2
☺SAEED☻
☺SAEED☻
فکر می کردم تو همدردی
ولی
تو هم "دردی"
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 23:50
+10
reza
reza
بابا یکی بی حاله
یکی مهربون و بعدشم عصبانی و حالاهم بیحال
چی به سر ما اومده
خنده چی شد
کسی اندازه من مشکل نداره
ولی شده باشه حتی به زور میخندم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 23:47
+2
Mitra Mohebbi
Mitra Mohebbi
تیغ روزگار شاهرگ ” کلامم ” را چنان بریده ، که سکوتم ” بند ” نمی آید !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 23:45
+18
reza
reza
خط خطی های ذهنم

چون باغ های شنی

خواب های توست

آنجا که زمان موهوم است

و روزهای رخوت آور در هم آمیخته
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 23:43
+4
ronak
ronak
زندگـــــــی همیشـــه در جریانه

ولی مشـــــــکل اینجاست

کـــه بعضى وقتا مـــا رو در جـــــریان نمیــــــذاره . . .
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 23:42
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ