ronak
زندگی بهم یاد داده که به مقدسات هیچ کسی توهین نکنم.
اما لعنت !!!
لعنت به تنهایی که اگه مقدسم باشه دیوونت میکنه ...
behzad
امروز ظهر شیطان را دیدم. نشسته بر بساط صبحانه و آرام لقمه برمیداشت. گفتم: ظهر شده، هنوز بساط کار خود را پهن نکرده ای؟ بنی آدم نصف روز خود را بی تو گذرانده اند... شیطان گفت: خود را بازنشسته کرده ام. پیش از موعد! گفتم: به راه عدل و انصاف بازگشته ای یا سنگ بندگی خدا به سینه می زنی؟ گفت: من دیگر آن شیطان توانای سابق نیستم. دیدم انسانها، آنچه را من شبانه به ده ها وسوسه پنهانی انجام میدادم، روزانه به صدها دسیسه آشکارا انجام میدهند. اینان را به شیطان چه نیاز است؟
behzad
شهر هرت جایی است كه شوهر ها انگشتر الماس برای زنانشان می خرند اما حوصله 5 دقیقه قدم زدن را با همسران ندارند .
ayda
تمام ِ آدم ها توی ِ زندگیشان یک " یواشکی " دارن ...
یک اتفاق ِ یواشکی ..
یک حس ِ یواشکی ..
یک آدم ِ یواشکی ..
شاید هم یک عشق ِ یواشکی ..
می فهمی چه می گم .. هوم ؟
فدات بشم یواشکی...
ESmaEL
کاش میشد غربت دل را شکست شیشه ی عمر دقایق را شکست ,, کاش میشد در سکوت مرگبار زندگی این تبسم بی وفایی و جدایی را شکست
Mitra Mohebbi
چگونه دست دلم را بگیرم ودر کنار
دلتنگیهایم قدم بزنم
در این خیابان
که پر از چراغ و چشمک ماشینهاست
…نه آقایان:
مسیر من با شما یکی نیست
از سرعت خود نکاهید
من آداب دلبری را نمی دانم!
☺SAEED☻
یک روز رسدغمی به اندازه کوه
یک روز رسد نشاط به اندازه دشت
افسانه ی زندگی چنین است
در سایه کوه باید از دشت گذشت
Mitra Mohebbi
تو با دلتنگیای من ، تو با این جاده هم دستی! تظاهر کن ازم دوری ، تظاهر می کنم هســـــــــــتی!
Mitra Mohebbi
هنوز هم دلم تنگ می شود
برای محض حرف زدنت
و برای تکیه کلامهایت
که نمی دانستی
فقط کلام تو نبود
من هم به آنها …
تکیه داده بودم