masoud
دیشب یه پشه نیشم زد پاشدم دنبالش کردم بالاخره گوشه اطاق خفتش کردم اومدم بکشمش یهوگفت بابا ! راست میگفت من باباش بودم آخه خون من تو رگاش بود ! تا صبح تو بغل هم گریه کردیم ! (برگي از رمان حيف نون)
masoud
از بلال حبشی میپرسن: واقعأ اسمت بلال حبشیه؟ میگه پ نه پ ذرت مکزیکیه!!
masoud
زنه به شوهرش میگه:عزیزم اصلا تو تا حالا بامن عشق بازی کردی؟ مرده یه نگاه به 5 تا بچه اش میندازه میگه: پ ن پ این کره خرارو از گوگل دانلود کردم
فرشاد
به سراغ من اگر می آیید تند بیایید که مبادا بنزین ماشینتون تموم بشه!!
vaghean damesh garm,avarin
1390/11/9 - 19:32اینکه چیزی نیست در آینده به 4 یا 5 نفر هم میرسه..
1390/11/9 - 20:07