یافتن پست: #نمی

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

یه روز یه كامیون گلابی داشته توی جاده می رفته كه یه دفعه می‌افته توی یه دست‌انداز، یكی از گلابی‌ها می‌افته وسط جاده، بر می‌گرده به كامیون نگاه می‌كنه و میگه:
گلابی‌ها، گلابی‌ها!
گلابی‌ها میگن: گلابی، گلابی!
كامیون دورتر می شه،
صداشون ضعیف‌تر می شه.
گلابی میگه: گلابی‌ها، گلابی‌ها!
گلابی‌ها می گن: گلابی، گلابی!
باز كامیون دورتر میشه، گلابی میگه: گلابی‌ها، گلابی‌ها!
اما صدای گلابی دیگه به گلابی‌ها نمی‌رسه! گلابی‌ها موبایل راننده رو می گیرن و زنگ میزنن به موبایل گلابی،اما چه فایده كه گلابی ایرانسل داشته و توی جاده آنتن نمی‌داده!
گلابی یه نفر رو پیدا می‌كنه كه موبایل دولتی داشته، زنگ می‌زنه به راننده و می گه: گوشی رو بده به گلابی‌ها، وقتی كه گلابی‌ها گوشی رو می گیرن، گلابی میگه: گلابی‌ها، گلابی ها!
گلابی ها می گن: گلابی، گلابی
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اون شور و اشتیاقت تو حلقم ،
واقعا دوست داری باز هم ادامه داشته باشه؟!؟!؟!؟!؟

دیدگاه  •   •   •  1392/09/16 - 19:12
+3
مدیر سایت
مدیر سایت (مدير ارشد)
درود خدمت تمامی کاربران گرامی 


متاسفانه حدود 24 ساعت سرور سایت دچار مشکل شد و کاربران به سایت دسترسی نداشتند.

در حال حاظر چت سایت دچار مشکل شده است و کاربران از طریق چت نمیتوانند بایکدیگر ارتباط برقرار نمایند.


انشاالله این مشکل به زودی برطرف خواهد شد و نوار چت سایت بدون مشکل در اختیار کاربران قرار خواهد گرفت.

باتشکر (ارادتمند شما مدیریت بیاتویونی)
دیدگاه  •   •   •  1392/09/16 - 19:07
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

رفتم انتشارات دانشگاه
کمی عجله داشتم، فقط چند برگ کاغذ آچار لازم داشتم.
گفتم: دوست من چندتا آچار لطف میکنید؟
گفت: کاغد آچار باید بری از بیرون دانشگاه بخری.
این کاغذا یارانه دانشگاست. واسه همینه هر برگ کپی ۳۰ تومن میشه.
گفتم: خوب منم پولشو میدم که…
گفت: نه، بحث پولش نیست. اینجا فقط کپی میگیریم. کاغذ نمیفروشیم.
فکر کرده بود به همین راحتی کوتاه میام منم کم نیاوردم
توی کیفمو گشتم یه برگ آچار سفید پیدا کردم دادم بش گفتم:
بی زحمت بیست برگ از رو این برام کپی بگیرین
یعنی طرف داغ کرده بود در حد تیم ملی =)))

دیدگاه  •   •   •  1392/09/16 - 18:37
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
به بابام میگم خوب ماهی ۴۰هزار تومن یارانه ی منو میخوری به روی خودتم نمیاریااا

برگشته میگه حاضرم ماهی ۴۰۰ تومن بدم ریختتو نبینم !!

فک کنم منو توی زنبیل از روی آب رودخونه برداشتن <img src=(" title=":((" />(((((((((
دیدگاه  •   •   •  1392/09/15 - 00:01
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

رفتنت برای هر کسی گفتم

حق را به من دادند

اما این ها نمی دانند

که من حق را نمی خواهم

حق که برای من "تو" نمی شود

دیدگاه  •   •   •  1392/09/14 - 23:55
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گاهی فکر میکنم کار تو سخت تر از من است...
من یک دنیا دوستت دارم
و تو زیر بار این همه عشق قد خم نمیکنی.....!
دیدگاه  •   •   •  1392/09/14 - 23:15
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آتش زدن به یک “سرنوشت”
کبریت نمی خواهد که !!
“پـــا” می خواهد …
که لگد بزنی به همه دارایی یک نفر …
و …
بـــــــــروی .. !!
دیدگاه  •   •   •  1392/09/14 - 22:56
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﮔــــﺎﻫــــﯽ

ﺩﻟﻢ ﺑــﺮﺍﯼ ﺯﻣـــﺎﻧﯽ

ﮐــﻪ ﻧﻤﯽ ﺷﻨﺎﺧﺘﻤﺖ ﺗﻨـــﮓ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ
دیدگاه  •   •   •  1392/09/14 - 22:36
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دختری 15 ساله ، نوزادی 1 ساله به بغل داشت... ((مردم)) زیرلب بهش میگفتن فاحشه!اما هیچ کس نمیدونست که به این دختر در 13 سالگی تجاوز شده بود!!! ================================================= پسری 23 ساله رو ((مردم)) "تنبل [!]و" صداش میکردن ، اما هیچ کس نمیدونست پسر بخاطر بیماریشه که اضافه وزن داره!!!! ================================================ ((مردم)) زنی 40 ساله رو "سنگدل" خطاب میکردن ، چون هیچ وقت روزا خونه نبود تا با بچه هاش بازی کنه و به کارهاشون برسه ، اما هیچ کس نمیدونست زن بیوه ست ، و برای پر کردن شکم بچه هاش باید سخت کار کنه! ===============================================
مردی 57 ساله رو ((مردم)) "بی ریخت" صدا میکردن ، اما هیچ کس نمیدونست که مرد زیبایی صورتش را در راه حفظ وطنش فدا کرده!!! -----------------------------------------------------------------
و هرروز مردم من و تو رو به غلط قضاوت میکنن!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/09/14 - 22:29
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یکی از دوراهی‌های زندگی وقتی‌ است که نمی‌دانید

در شیشه‌ای مقابل‌تان را باید «بکشید» یا «فشار دهید»!
دیدگاه  •   •   •  1392/09/14 - 22:25
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ