یافتن پست: #نمی

محمد
محمد
نمیدونم چراهرکی به من میرسه میگه اصن منطق نداری!

بابا من فقط اگ یکی رو حرفم حرف بزنه

"یه ذره" میزنم لهش میکنم ^ــ^

خو این کجاش بی منطقیه؟
:D
دیدگاه  •   •   •  1392/08/28 - 12:57
+2
roya
roya
سلامتی پسری که به جز دوسدخترش با هیچ دختر دیگه ای نمیره بیرون!
.
.
.
.
.

.

.

.


بقیه رو فقط میاره خونه! والا! ریسک بیرون رفتن بالاست
دیدگاه  •   •   •  1392/08/28 - 12:34
+3
hosein
hosein
چه ساده لوحانه باور کرده بودم بال بال زدن هایت را میان بازوانم....
نمیدانستم....
تمرین پریدن بود ...
دیدگاه  •   •   •  1392/08/27 - 22:11
+6
محمد
محمد

بــه بـعـضیــــــــآ بــآس گـفـت : عــوض نمیشــی ؟؟
.
.
خــیــآلــی نیســــــ !! تـعـویــض کـه میشی !!!!!

دیدگاه  •   •   •  1392/08/27 - 21:29
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﺑﺎﺯﻡگول ﺧﻮﺭﺩﻡ !...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﻓﻮﺗﺒﺎﯾﺴﺘﺎ ﻭ ﭼﻮﺑﯿﻦ ﻭ ... ﻫﻤﻪ ﺑﻪ ﮐﻨﺎﺭ !...
ﺗﺎﺯﻩ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﻣﻠﻮﺍﻥ ﺯﺑﻞ ﺍﺳﻔﻨﺎﺝ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺭﺩﻩ؛ ﻣﺎﺭﯾﺠﻮﻭﺍﻧﺎ
ﺑﻮﺩﻩ !...
ﺁﺧﻪ ﻣﻨﻪ ﺧﺮﻩ ﺑﮕﻮ؛ ﮐﯽ ﺑﺎﻭﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ ﺗﻮ ﭘﯿﭗ ﺍﺳﻔﻨﺎﺝ
بریزن؟؟؟
دیدگاه  •   •   •  1392/08/27 - 21:02
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
من هیچ وقت پشت سرمو نگاه نمیکنم
.
.
.
.
.
.
.
.
چون طاقت غش وضعف خاطر خواهامو ندارم =)))
بعله یه همچین ادمیم من
دیدگاه  •   •   •  1392/08/27 - 20:54
+4
محمد
محمد
دلم تنگ است
مثل لباس سال های دبستانم
مثل سال های ماموریت های طولانی پدر
 که نمی فهمیدم
وقتی می گویند کسی دور است
 یعنی چقدر دور است...
دیدگاه  •   •   •  1392/08/27 - 20:52
+5
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

زندگی مثل اون قلعه ایه که تو ساحل با شن می سازیم
هرچقدر هم که قشنگ باشه …
هرچقدر هم که براش وقت گذاشته باشیم …
موقع برگشت نمی تونیم با خودمون ببریم ، باید همونجا بذاریمش و بریم


دیدگاه  •   •   •  1392/08/27 - 20:45
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/27 - 20:33
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
کوتاه کن کلام ... ، بماند بقیه اش!
مرده است احترام ... ، بماند بقیه اش!
از تیر های حرمله یک تیر مانده بود
آن هم نشد حرام ... ، بماند بقیه اش!
هرکس که زخمی از علی و ذوالفقار داشت
آمد به انتقام ... ، بماند بقیه اش!
شمشیر ها تمام شد و نیزه ها تمام
شد سنگها تمام ... ، بماند بقیه اش!
گویا هنوز باور زینب نمی شود
بر سینه ی امام؟! ... ، بماند بقیه اش!
راحت شد از حسین همین که خیالشان
شد نوبت خیام ... ، بماند بقیه اش!
قصه به "سر" رسید و تازه شروع شد
شعرم نشد تمام ... ، بماند بقیه اش!
دیدگاه  •   •   •  1392/08/27 - 20:28
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ