یافتن پست: #نمی

 


وقتی می گویم دیگر سراغم نیا؛ فکر نکن که فراموشت کردم یا دیگر دوستت ندارم. نــــــــه! من فقط فهمیدم وقتی دلت با من نیست، بودنت مشکلی را حل نمی کند…



دیدگاه  •   •   •  1392/07/29 - 19:33
+2

فرقی نمیکند دختر باشی یا پسر؛ همین که با دل کسی بازی نکنی مردی…


دیدگاه  •   •   •  1392/07/29 - 19:29
+2


اگه با تنهایی و غم تموم بشه عمرم


بدون که تو رو فراموش نمیکنم عمرا


دیدگاه  •   •   •  1392/07/29 - 19:20
+2

چرا غم ها نمی دانند که من غمگین ترین غمگین شهرم ، بیا هی دوست با من باش که من تنهاترین تنهای شهرم




 

دیدگاه  •   •   •  1392/07/29 - 19:16
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﻫﯿﺸﮑﯽ ﻫﻢ ﻋﺎﺷــــــــﻖ ﻣﺎ ﻧﻤﯿﺸﻪ…!.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺣﺎﻻ ﺧﻮدم ﺗﻨـــــﻬﺎ ﺑﻤﻮﻧﻢ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺘـﺎ
ﺑﻪ ﻓﮑﺮ اﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﮐﻤـــــﺎﻻﺗﻢ ﮐﻪ دارﻩ ﻫـــﺪر ﻣﯿﺮﻩ…=)) =)) =))
دیدگاه  •   •   •  1392/07/29 - 18:42
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ببین… من خیلی چیزا رو نمیدونم اما یه چیز رو خیلی خوب میدونم… و اون اینکه خیلی دوستت دارم!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/29 - 18:34
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

تقدیم به تو که واقعیت تمام آینه های زلالی نگاهم کردی و من شعله کشیدم.


نگاهم کردی و من آبی شدم. نگاهم کردی و آفتابی ترین سمت غزل گشتم.


نگاهم کردی و من شاعر شدم. بارانی ترین شاعر. دلداده ترین شاعر.


و من از نگاه تو تا خدا رفتم و به زیارت آسما نی ترین معبد آسمانها رسیدم . من زائر چشمان تو شدم .


زائر ضریح دریا . زائر دقایق آسمان . زائر حقیقت کهکشانها .و من زائر تو شدم .


زائر چشمهایی که تمام دنیای من شدند . چشمهایی که مرا به قله می رسانند .


چشمهایی نه از جنس غزل بلکه خود غزل. خود خود عشق . تمام تمام صداقت .


چشمهایی مثل چشمه سار ترا نه در سکوت شاعر. چشمهایی به رنگ دلهای بی ریا .


به شکل قشنگ حادثه ی عشق . چشمهایی شبیه خود اتفاق عشق.


به دیدن چشمهای تو که می آیم عجیب یاد آسمان می افتم و دلم پر پرواز میگیرد و مرا تا اوج تو پر می دهد .


به دیدار چشمهای تو که می آیم چنان در جذبه ی اهورائیت گم می شوم که زمان در ذهن خاطره ام نمی ماند.


تقدیم به بهترین.
دیدگاه  •   •   •  1392/07/29 - 18:31
+2
✸ Aram ♑ الهه تَــــלּـــهاے ✸
✸ Aram ♑ الهه تَــــלּـــهاے ✸
دیشب پلیس جلوماشینموگرفت ، رفتم جلو به پلیسه خیلی جدی گفتم میدونی من کیم؟

گفت کی هستی؟


گفتم : یـَــعنی واقعا نمیدونی ؟

رنگش زرد شد گفت : نه کی هـَــستی مـَگه ؟

گفتم من یه پرندم آرزودارم تو باغم باشی 

جریمم نکرد !!
:)

اشـــــک توچشماش جمع شد گفتش خداشفات بده:|
دیدگاه  •   •   •  1392/07/29 - 17:17
+6
محمد
محمد
از آدم ها بت نسازید...این خیانت است!!...هم به خودتان ،وهم به خودشان...خدایی میشوند،که خدایی نمیدانند..
دیدگاه  •   •   •  1392/07/29 - 11:52
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/29 - 11:43

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ