یافتن پست: #نمی

saqar
saqar
یه وقتایی هس که میری،
که طرفتارزشتو یادش بیاد...
طرف ارزشت که یادش نمیاد، خودتم یادش میره...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 17:43
+7
saqar
saqar
بر بالشی که از مرگ "پرندگان" پر شده است
نمی توان خواب "پرواز" دید...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 17:38
+7
saman
saman
دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 17:36
+3
saman
saman
در CARLO
پـسری باخانوادش دعواش شدو از خانه زد بیرون و رفت خونه یکی از دوستاش یکماه موند...

بعد از یک ماه دختری را سرکوچه میبیند و بهش تیکه میندازد

یکی از دوستاش میگه میدونی این کی بود ؟!!!!!!!!

میگه نه!!

میگه این خواهر همون رفیقت بود که تو یه ماه خونشون بودی . ...

عذاب وجدان میگیره میره خونه رفیقش ؛ رفیقش داشت مشروب میخورد

به رفیقیش میگه : ببخشید من سر کوچه به دختری تیکه انداختم ولی نمی دونستم خواهرتو بود !

دوستش پیکشو میبره بالا میگه به سلامتی رفیقی که یه ماه خونمون خورد ,خوابید

ولی خواهرمو نشناخت!!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 16:22
+2
saman
saman
در CARLO
آهای کسایی که پستهای طنز بچه ها رو میخونید ولی لایک نمیکنید
آره با شما هام....
.

.

.

ای خدا چقدر زیادید!

هیچی ! میخواستم خدمت شما سلام عرض کنم . . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 15:49
+5
saman
saman
در CARLO
دختره تا دیروز توی خونه شون نمیزاشتن چایی بُخوره که یه وقت شب جاشو
خیس نکنه !!!
حالا به ما که رسیده میگه : قهــــــوه!!! فقط تلخ باشه پلـــــیززز…. :| :|
دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 15:30
+4
saman
saman
در CARLO
اینو با دقت بخونین که خیلی توپه!



پسری دختره زیبایی را دید،شیفتش شد…

چند ساعتی با هم تو خیابون قدم زدن که یهو..!

بنز گرون قیمتی جلو پاشون ترمز زد…
دختره به پسره گفت:

خوش گذشت ولی نمیتونم همیشه پیاده راه برم بای…

نشست تو ماشین راننده بهش گقت:

خانم ببخشید من راننده این آقا هستم لطفا پیاده شید!



خیلی نامردیه اگه لایک نکنی!

این پست قبلا توسط saqar گذاشته شده بود و من نمیدونستم ازش عذر میخوام
آخرین ویرایش توسط saman در [1392/04/19 - 15:47]
4 دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 15:18
+5
mahdis nfs
mahdis nfs
شما یادتون نمیاد، بزرگترین خلاف ما زمان مدرسه
داشتن حل المسائل منشوردانش بود،
مجرما لایکا بالا {-50-}{-33-}
3 دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 14:51
+12
-1
saman
saman
در CARLO
زنه شوهرش رو واسه نماز صبح بیدار کرد شوهر گفت بذار کمی دیگه بخوابم بعدا قضا می خونم .

زن گفت نمیشه شرع گفته نماز رو باید به وقت خودش بخونی.

مرد گفت ولی شرع گفته میتونین تا چهار تا زن هم داشته باشین.

زن گفت بخواب عزیزم هروقت خواستی نمازت رو قضا کن، خدا خیلی بخشندست!{-20-}
دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 13:58
+6
saman
saman
در CARLO
ﭼﻬﺎﺭ ﻧﻔﺮ ﺳﻮﺍﺭ ﺗﺎﮐسی ﻣﯿﺸﻦ ﻭﻟﯽ

ﮐﺮﺍﯾﻪ ﻧﺪﺍﺷﺘﻦ ﺑﺪﻥ! ﻗﺮﺍﺭﮔﺬﺍﺷﺘﻦ ﺑﻪ

ﻣﻘﺼﺪ ﮐﻪ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺑﺸﻦ ﻭ فرار کنن !

ﺑﻌﺪﺍﺯ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﭼﻬﺎﺭﺗﺎﺷﻮﻥ

ﺩﺭﺍﯼ ﻣﺎﺷﯿﻨﻮ ﺑﺎﺯﻣﯿﮑﻦ ﻭ با سرعت

ﭘﺎ ﺑﻪ ﻓﺮﺍﺭ ﻣﯿﺬﺍﺭﻥ..

ﻣﯿﺮﻥ ﺗﺎ ﻣﯿﺮﺳﻦ ﺑﻪ ﯾﻪ ﺳﺎﺧﺘﻤﻮﻥ ﺗﺎﺭﯾﮏ ﻫﯿﭽﮑﯽ ﻫﯿﭽﮑﯽ

ﺭﻭ ﻧﻤﯿﺪﯾﺪ ﻭ ﻓﻘﻂ ﺻﺪﺍﯼ تند تند زدن ﻧﻔﺴﺸﻮﻥ ﻣﯿﺎﺩ

ﯾﮑﯿﺸﻮﻥ زد رو شونه ﺑﻐﻠﯿﺶ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺖ ﻓﮑﺮﺷﻮ بکن ﺣﺎﻻ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩﭼﻪ ﺣﺎﻟﯽ داره !

بهش گفت بابا راننده منم، فقط بگین چی شده !؟
دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 13:43
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ