ali rad
بگو: ماهی...
بگو :سبزه
بگو:سیب
...
بهار
جایی
شاید جهنم
سرش گرم است...
هفت سین نمی خواه
ali rad
گفتم نگاهت نمی کنم
صدایت نمی زنم دیگر
شاید این دلِ شکسته
این خیالِ آشوب
آرام گیرد...
نگرفت و باز
بهانه ات را می گیرد.
niloofar
دختر:موجودی است که وقتی تعجب میکند میگوید واااااااااا!!
و وقتی خوشحال است میگوید بمیری الهییییییی!!
وقتی غمگین است آه میکشد
و وقتی میترسد جیییییییغ بنفش میکشد .
وقتی بدش می آید میگوید ویشششش .
وقتی خوشش می آید میگوید ووییییی.
همه عناصر ذکور گیتی در عشق او واله و سرگردانند .
تاریخ تولد و شماره کفش با جناق پسر عمه ی دختر خاله ی داماد همسایه ی پوریا پور سرخ را میداند .
از سوسک اصولا نمیترسد بلکه چندشش میشود
Very HappyVery HappyVery HappyVery Happy
niloofar
هیچ كس نمی تواند به عقب برگردد و از نو شروع كند، اما همه می توانند از همین حالا شروع كنند و پایان تازه ای بسازند
mohamad
گاه یک لبخند انقدر عمیق میشود که گریه می کنیم
گاه یک نغمه انقدر دست نیافتنی میشود که با ان زندگی می کنیم
گاه یک نگاه انچنان سنگین میشود چشمانمان رهایش نمی کند
گاه یک عشق انقدر ماندگار می شود که فراموشش نمی کنی
reza
هوا ابری است ...شاید باران ببارد
بوی خوش باران ذره ای از بوی مهربانی توست و زلالی قطراتش یادآور صداقت کلام توست ...
باران را دوست دارم چراکه تو را نیاز دارم..
هوا ابری است .....چرا باران نمیبارد!!!
چه سکوتی اینجاست...
ronak
ميگويند زمان طلاست...
اما من چشيدم...
دروغ ميگويند زمان آتش است...
گذرا نيست..
ثانيه به ثانيه اش ميسوزاند و تا به شعله ات نکشد نميگذرد...