reza
چیزهایی هست که نمی توان به زبان آورد ، چرا که واژه ای برای بیان آنها وجود ندارد
اگر هم وجود داشته باشد کسی معنای آن را درک نمی کند .
اگر من از تو نان و آب بخواهم تو درخواست مرا درک می کنی ...
اما هرگز این دستهای تیره ای را که قلب مرا در تنهایی گاه می سوزاند و گاه منجمد می کند،
درک نخواهی کرد
ترانه شرقی/فردریکو گارسیا لورکا
reza
نمی دانم!
سیگار می کشم یا حسرت نبودنت را!
ریه هایم را پر از دود می کنم یا پر از آهِ رفتنت
نمی دانم تو را دود می کنم یا خاطراتت را!
اصلا چه فرقی می کند ؟!
............ تو رفته ای و من
سیگار و حسرت و آه را با هم می کشم ...!
reza
چشم هایم را به بیمارستان می برم.
نمی دانم چه مرگشان شده!
هر شب در خواب
جایشان را خیس می کنند...!
reza
یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند
یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند
یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم
که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد
یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم
چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باش
اینو تو خوشکلترین ها میذاشتی..رتبه می اورد
1390/12/28 - 21:54 ( لايک توسط 1 کاربر )ترسیدم چشش بزنن
1390/12/28 - 21:58 ( لايک توسط 1 کاربر )نترس دم در ورودی نمک و ضدچشم گذاشتیم
1390/12/28 - 22:01 ( لايک توسط 1 کاربر )ببخشید نمیتونم واسه من مسولیت داره اگه فردا زن و بچش بگن این ریشش آتیش گرفت مرد کی میخواد جواب بده؟
1390/12/28 - 22:04 ( لايک توسط 1 کاربر )خب اینم حرفیه!هر جور دوست داری
1390/12/28 - 22:06 ( لايک توسط 1 کاربر )