یافتن پست: #نمی

سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
هم دعا کن گره از کار تو بگشاید عشق
هم دعا کن گره تازه نیافزاید عشق
.
قایقی در طلب موج به دریا پیوست
باید از مرگ نترسید ، اگر باید عشق
.
عاقبت راز دلم را به لبانش گفتم
شاید این بوسه به نفرت برسد ، شاید عشق
.
شمع روشن شد و پروانه در آتش گل کرد
می توان سوخت اگر امر بفرماید عشق
.
پیله رنج من ، ابریشم پیراهن شد
شمع حق داشت ، به پروانه نمی آید عشق !
3 دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 02:45
+7
نیوشا
نیوشا
انگار لحظه ی تحویل سال هم دست از اینجا بر نمیدارین
8 دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 02:41
+10
-1
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
ای کاش احساسم گلی می بود ، میریخت عطرش را به دامانت
یا مثل یک پروانه پر میزد ، رقصان به روی طاق ایوانت
.
ای کاش احساسم کبوتر بود ، بر بام قلبت آشیان میکرد
از دست تو یک دانه برمیچید ، عشقی به قلبت میهمان میکرد
.
ای کاش احساسم درختی بود ، تو در پناه سایه اش بودی
یا مثل شمعی در شبت میسوخت ، تو مست در میخانه اش بودی
.
ای کاش احساسم صدایی داشت ، از حال و روزش با تو دم میزد
مثل هزاران دانه برفی ، سرما به جان دشت غم میزد
.
ای کاش احساسم هویدا بود ، در بستر قلبم نمی آسود
یا در سیاهی دو چشمانم ، خاموش نمیگشت و نمی آلود
.
ای کاش احساسم قلم میگشت ، تا در نهایت جمله ای میشد
یعنی که “دوستت دارم”ی میگشت ، تا معنی احساس من میشد !
دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 02:40
+9
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
همیشه ساده ترین پرسش ها با اهمیت ترین پرسش ها به شمار می رود و پاسخی برای آنها وجود ندارد و پرسشی که نتوان به آن پاسخ داد، مانعی است که فراتر از آن نمی توان رفت.
دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 02:35
+7
ronak
ronak
روزها فقـــط می گذرن،
دیگـــه حتـــی خـــاطــره هم نمیشن ...
دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 02:13
+10
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
نه مهربانی تو را میخواهم ، و نه دلسوزی های تو را
نمیبخشم آن قلب بی وفای تو را
بگذار در حال خودم باشم
به تنهایی بیشتر از تو ، نیاز دارم
پس بگذار با تنهایی تنها باشم
در خلوت خویش با غمها باشم
نمیخواهم دوباره بازیچه دست این و آن باشم
3 دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 02:08
+11
ronak
ronak
هی کافه چی..! میزهایت را تک نفره کن...!
نمی بینی...؟! همه تنهایندـ ...
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 02:04
+6
ronak
ronak
"تحویل" نمی گیرم ، سالی را که بدون حضور "تـــــو" تحویل شود . . .
9 دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 01:40
+6
مهراوه
مهراوه
اعتراف میکنم
نمیدونم این تلنگر زدن یعنی چی و به چه دردی میخوره؟{-28-}
واقعا یعنی چی؟{-28-}
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 01:18
+8
مهراوه
مهراوه
- اعتراف می کنم که: امشب بعد از 1 سال به این معما پی بردم که آقاجونم مسواکش رو کجا قایم می کنه که من نمی بینم. بارها دیدم که داره مسواک می زنه اما به محض اینکه بعدش می رم مسواک بزنم مسواکش غیب می شه. خب زیاد پیچیده نیست از مسواک من استفاده می کرده!{-8-}
دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 00:46
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ