یافتن پست: #نیمه

xroyal54
xroyal54
دیدگاه  •   •   •  1392/06/26 - 20:46
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آخر دنیا داور میاد …
سوت می‌زنه میگه :تازه نیمه اول تموم شده، هنوز ۹۰ دقیقه نشده!
زمینا رو عوض کنید…ما میریم امریکا اونا میان اینجا
آی بخندیـــــم……………….!!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/25 - 22:22
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مانده ام تو را چگونه فراموش کنم؟

اگر تورا فراموش کنم باید تمام لحظاتی که با تو بودم را نیز فراموش کنم

نفس کشیدنم را فراموش کنم..

پاییز و زمستان را...

باران را...

تو بگو چگونه وقتی باران می اید تو را بیاد نیاورم...وقتی نیمه شب در باران به کنارت امدم؟؟

میدانی کی را میگویم که؟؟

همه و همه را باید فراموش کنم

اصلا دنیا را...زندگی را...

و خودم را نیز فراموش کنم!!!َ

تو با همه چیز من امیخته ای..
دیدگاه  •   •   •  1392/06/25 - 22:00
+1
xroyal54
xroyal54
نیمه گمشده را بیخیال شو لطفا، اگر سهم تو بود که گم نمی شد!!!
همین نیمه ای که هستی رو پیدا کن...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 15:13
+5
korosh
korosh
خدا ما رو برای هم نمی ‏خواست / فقط می ‏خواست همو فهمیده باشیم

بدونیم نیمه ما ، مال ما نیست / فقط خواست نیمه ‏مون و دیده باشیم

تموم لحظه‏ های این تب تلخ / خدا از حسرت ما با خبر بود

خودش ما رو برای هم نمی ‏خواست / خودت دیدی دعامون بی ‏اثر بود  . . .

.
دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 10:59
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
من سر ما خورده ام

نه از برف یا پنجره های نیمه باز

نگاه تو وقتی رفتی

دستانت به نشانه ی خدا حافظ

و لبانت که بی بوسه بسته شدند

همه یخبندان را توجیه می کرد و من

سر ما خورده ام در یک تابستان پر از خورشید...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 11:08
nanaz
nanaz
دیدگاه  •   •   •  1392/06/16 - 15:39
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
همیشه عاشق تنهاست‌.
و دست عاشق در دست ترد ثانیه هاست‌.
و او و ثانیه ها می روند آن طرف روز.
و او و ثانیه ها روی نور می خوابند.
و او و ثانیه ها بهترین كتاب جهان را
به آب می بخشند.
و خوب می دانند
كه هیچ ماهی هرگز
هزار و یك گره رودخانه را نگشود.
و نیمه شب ها ، با زورق قدیمی اشراق
در آب های هدایت روانه می گردند
و تا تجلی اعجاب پیش می رانند...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/10 - 22:47
+3
nanaz
nanaz
دنبال نیمه گمشدتون نگردیدبعضی ها مثل ما لنگه به لنگه افریده شدن
دیدگاه  •   •   •  1392/06/10 - 12:52
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

توکیستی که صدایت به آب می ماند؟


تبسمت به گل آفتاب می ماند


تنت به پیرهن صورتی ودامن سرخ


به تنگ نیمه پری از شراب می ماند


به پشت چشم تو آن سایه های رنگارنگ


به نقش قوس وقزح در حباب می ماند


توراشبی سرراهی دولحظه دیدم وبعد


به خانه یاد تو کردن به خواب می کاند


ازآن تبسم نوشت به سینه یادی ماند


چوبرگ گل که به لای کتاب می ماند


کسی که شعر تورا گفت نشئه ی سخنش


به مستی می بی رنگ ناب می ماند.

دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 21:26
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ