♥ نگار ♥
پسره ۱۱ سالشه استاتوس گذاشته اگه بابام برام آیفون نخره شب خونه نمیرم !
من تو اون سن یه عینک شنا داشتم،وقتی میرفتم حموم تشتو آب میکردم با کله میرفتم توش و ساعت ها به شادی میزیستم...
واااااااااااااالا
♥ نگار ♥
اگه شما در شهرهای ساحلی زندگی نمی كنید اما دلتون ماهیه تازه می خواد،اگه استطاعت مالی لازم برای خرید ماهی و میگو رو ندارید، ما راه كارهای زیر رو به شما پیشنهاد می كنیم:
خوردن نیم رو با ماست
خوردن گوجه فرنگی با كوكو سیب زمینی
خوردن خیار با برنج داغ
خوردن آبغوره با هویج
و حتی گاهی خوردن چایی با پنبرگردو(به شزطی كه گردوش مونده باشه)
می تونه طعم لذیذ ماهی رو براتون تداعی كنه
♥ نگار ♥
هندونه های امروزی از دو حالت خارج نیستن
یا سفید سفیدن و مزه ی آب میدن
یا قرمز قرمزن و مزه ی آب میدن
♥ نگار ♥
در بدترین روزها امیدوار باش،
زیرا زیباترین باران ها از سیاه ترین ابرهاست......
♥ نگار ♥
ﻋﮑﺲ ﺍﻟﻌﻤﻞ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺩﯾﺪﻥ ﯼ ﺁﺩﻡ ﺧﻮﺷﮕﻞ
.
ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣﯿﺰﻧﻢ
ﺑﻌﺪ ﺁﯾﻨﻪ ﺭﻭ ﻣﯿﺰﺍﺭﻡ ﺳﺮ ﺟﺎﺵ
*
*
**
*
*
ﻋﻤﻪ.....عمه.. ﺑﯿﺎ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺑﺎﻫﺎﺕ ﮐﺎﺭ ﺩﺍﺭﻥ.....!
♥ نگار ♥
آهای فلانی . . .
به زخم هایم خیره نشو !
خودم می دانم عمیقند . . .
با نگاهت به آتش میکشی وفاداریم را !
مگر تنها ندیده ای ؟؟؟
♥ نگار ♥
تیک تاک
تیک تاک
تیک تاک
در این سکوت شب می رود آرام ساعت
تیک تاک
تیک تاک
شاید گوش نواز نباشد
اما در این شب بی پایان
غنیمتی ست همدمی ساعت
سرا پا گوش شده ام برای ساعت
تا بدانم شب است
یا من شبم؟
همچنان می رود آرام ساعت
دلهره می آفریند
می گریاند شب تاریکم را
می ترساند وجود تاریکم را
ثانیه ها چه آرامشی میگیرند از وجود نا آرامم
تیک تاک
تیک تاک
تیک تاک
ثانیه ها تمامی ندارند
از وجود ناتمامم
تنها میشنوم
تمام نشدنها را
بی پایانی ها را
♥ نگار ♥
کودکان گذشته ندارند .
دوست را چندان قوت مده که اگر دشمنی کند تواند .
ادب خرجی ندارد ولی همه چیز را می تواند خریداری کند .
مواظب باشید حقیقت را لابه لای آرزوهای خود گم نکنید .
فرصت چیزی است اگر زیاد به دنبالش بگردید از دست می رود .
راستی و حقیقت پیشه ایست که هرگز ورشکستگی به دنبال ندارد .
اگر باور کنیم که جاودانه نیستیم قدر یکدیگر را می فهمیم و باعث آزار کسی نمی شویم .
هیچ وقت برای چیزی که نداریدناراحت نشوید بلکه به خاطر آنچه که دارید شاد باشید.
♥ نگار ♥
کلمات وسعت عشقم را نمیدانن
سکوت میکنم
شاید چشمهایت پذیرای چشمانم باشن
به چشمانم بنگر
پر از نگاهت
لبریز از عشقت
بارانی میشوند
تو را خواهند بخشید
تویی که تهی شدی از غشق
از فراموشی سرشار
زیر باران چترم را نمیگشایم
تا باران بشوید
باران چشمانم