یافتن پست: #ها

Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

چه اندازه خدا نزدیک است!
و به قول سهراب
: پای آن شب بوهاست
نفس گرم خدارا هر روز
پشت پرچین دعا میشنویم...
چه دقیق آمده ایم
خانه دوست همین جاست
همین نزدیکی است
...
به گمانم پشت دیوار نگاه من و توست

بخدا هیچ دلی تنها نیست
...

دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 19:35
+3
هيچگاه عشق به همدم را پاينده مپندار و از روزي كه دل مي بندي اين نيرو را نيز در خويش بيافرين كه اگر تنهايت گذاشت نشكني و اگر شكستي باز هم نا اميد نشو ، چرا كه آرام جان ديگري در راه است . (ارد بزرگ)
دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 19:32
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ما بدهكاریم به كسانی كه صمیمانه زما پرسیدند:
معذرت می‌خواهم، چندم مرداد است؟
و نگفتیم
چون كه مرداد گور عشق گل خونرگ دل ما بوده است.

۹ سال بی‌پناهِ بی‌پناهی گذشت و كسی نمی‌داند حسین پناهی دقیقا چندم مرداد فوت کرده است، مردی كه حتی روز تولد هم ندارد! حدوداً سالی بدنیا پا نهاد و حدوداً روزی دنیا را بدرود گفت!، در "میان مردمی که حدوداً می‌خرند و حدوداً می‌فروشند"

این "سرگذشت کسی‌«ست» که هیچ کس نبود
و همیشه گریه می‌کرد
بی مجال اندیشه به بغض‌های خود"
دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 18:08
+5
saman
saman
در CARLO

اگهاين اس ام اس رو خوندي يعني دوستم داري


اگه پاک کني عاشقمي


اگه جواب بديديوونمي


اگه جواب ندي يعني منو ميخواي


حالا چيکار مي­کني؟

2 دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 17:57
+3
saman
saman
در CARLO

يه نصيحت:


هيچ وقت تو خيابون نرو، اگه رفتي سرتو بالا نكن، اگه بالا كردي، به هيچ كس نگاه نكن، اگه نگاه كردي نخند، اگه خنديدي شماره ازش نگير، اگه گرفتي بهش زنگ نزن، اگه زدي باهاش حرف نزن، اگه زدي نگو دوسش داري، اگه گفتي باهاش قرار نزار، اگه گذاشتي نرو سر قرار، اگه رفتي تحويلش نگير، اگه گرفتي عاشقش نشو، اگه شدي بهش نگو، اگه گفتي... ميذاره ميره!!!

دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 17:56
+3
saman
saman
در CARLO

یه روز یه گُله ميره پيش خدا


- ميگه: چرا همة گلها خار دارن؟


-خدا مي­گه: نه، يه گلي هست که خار نداره.


- گُله ميگه کو؟ صداش کن ببينمش؟


- خدا مي­گه نه، صداش نکن داره استاتوس مي­خونه

دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 17:55
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دختر ۱۲ساله اومده پست گذاشته از درد تنهایی بمیر اما زاپاس عشق کسی نشو
خب سوالی که پیش میاد اینه که عروسک این بچه رو کی ورداشته
دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 17:38
+4
saman
saman
در CARLO

اگه معلم جغرافی بودم اسمتو رو بلندترين قلة دنيا می­نوشتم


اگه معلم ادبيات بودم اسمتو تو تمام شعرام می­آوردم


اگه معلم شيمی بودم اسمتو در گروه حلال­ترين محلول ها قرار می دادم


اگر معلم زيست بودم قلبت رو جزء مهربون­ترين قلبها می­نوشتم

دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 17:25
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
وقتی مروجین مذهبی به سرزمین ما آمدند،

در دستشان کتاب مقدس داشتند و ما

در دست زمینهایمان را داشتیم،

پنجاه سال بعد، ما در دست کتاب های

مقدس داشتیم و آنها در دست زمین های ما

را داشتند.

جومو کیانتا
دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 17:24
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
زلف و رخسار تو ره بر دل بیتاب زنند

رهزنان قافله را در شب مهتاب زنند

شکوه ای نیست ز توفان حوادث ما را

دل به دریازدگان خنده به سیلاب زنند

جرعه نوشان تو ای شاهد علوی چون صبح

باده از ساغر خورشید جهانتاب زنند

خاکساران تو را خانه بود بر سر اشک

خس و خاشاک سراپرده به گرداب زنند

گفتم:از بهر چه پویی ره میخانه رهی

گفت:آنجاست که بر آتش غم آب زنند
دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 17:19
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ