یافتن پست: #ها

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
هیچ وقت تو کارهایی که انجام میدی تسلیم نشو
به خاطر اینکه
معجزه ها هرروز اتفاق میفتند
دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 22:53
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

نه وصلت دیده بودم کاشـکی ای گل نه هـجرانتکه جــانم در جــوانی سوخت ای جـانم به قربانتتحمـل گفتـی و مـن هـم کـه کـردم سـال ها اماچـقـدر آخـر تـحـمـل بـلـکه یـادت رفـتـه پـیـمــانـتتـمنـای وصـالـم نـیـسـت عـشـق من مگیر از مـنبـه دردت خـو گـرفـتـم نـیـسـتـم در بـنـد درمـانــتچه شبـهایی که چون سایه خـزیدم پای قـصر توبـه امـیـدی که مـهـتـاب رخـت بـیــنـم در ایـوانــتدل تـنـگـم حـریـف درد و انــدوه فـــراوان نـیـسـتامــان ای ســنـــگــدل از درد و انـــدوه فــراوانــت

دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 19:45
+10
@asalam
پرستوهاي رؤيا هر شب تو را در چشم من تخم مي گذارند و سحرگاهان فوج فوج از شاخسار نگاهم به باغ دلم پر مي كشي و مرا چون سازي از نغمه هاي شيرين پر مي كني دنياي قشنگي دارم با خيال بيدارت
دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 19:45
+11
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
لطفا این را تا آخر بخوانید :

داستان عشق : روزی مردی نزد ملا نصرالدین آمد تا او را پندی اخروی دهد : ملا گفت آیا تا به حال عاشق کسی شده ای ؟؟؟ مرد گفت ای مولا من نزد تو آمده ام تا من را درسی اخروی دهی بعد تو با من سخن از مسائل دنیوی میکنی ؟؟؟ یک پند و درسی بده تا توشه آخرتم باشد : مولا گفت برو هر وقت عاشق شدی برگرد تا تو را درسی دهم : مرد رفت و پس از مدتها به نزد مولا بازگشت و مجدد درخواست کرد که مولا او را پند و اندرزی برای آخرت دهد : مولا همان پرسید که اول پرسیده بود : آیا عاشق شده ای ؟؟؟ مرد اینبار گفت آری اکنون عاشق زنی شده ام که بدون او توان به زندگی ندارم حالا درس را بده : مولا خندید و گفت درس را آموختی
دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 19:43
+9
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

تو کجایی سهراب ؟
آب را گل کردند
چشم ها را بستند و چه با دل کردند ...
وای سهراب کجایی آخر ؟
...
زخم ها بر دل عاشق کردند...
خون بر چشم شقایق کردند
...
تو کجایی سهراب ؟
که همین نزدیکی عشق را دار زدند ،
همه جا سایه ی دیوار زدند ...
وای سهراب کجایی که ببینی حالا دل خوش مثقالی است
! ....
دل خوش سیری چند

دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 19:42
+7
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

نیمه شبِ پریشب گشتم دچار کابوسدیدم به خواب حافظ توى صف اتوبوسگفتم : سلام حافظ گفتا علیک جانمگفتم کجا روى تو گفتا خودم ندانمگفتم بگیر فالى گفتا نمانده حالىگفتم : چگونه اى ؟ گفت در بند بى خیالىگفتم که تازه تازه شعروغزل چه داری؟گفتا که مى سرایم شعر سپید بارىگفتم زدولت عشق،گفتا که کودتا شدگفتم رقیب گفتا ، او نیز کله پا شدگفتم کجاست لیلی؟مشغول دلربایی؟گفتا شده ستاره در فیلم سینمایىگفتم،بگو ز خالش ، آن خال آتش افروزگفتا عمل نموده ، دیروز یا پریروزگفتم بگو ز مویش،گفتا که مِش نمودهگفتم بگو ز یارش ، گفتا ولش نمودهگفتم چرا،چگونه؟عاقل شدست مجنونگفتا شدید گشته معتاد گرد و افیونگفتم کجاست جمشید؟جام جهان نمایشگفتا : خرید قسطى تلوزیون به جایشگفتم: بگو ز ساقى حالا شده چه کاره؟گفتا : شدست منشى در دفتر ادارهگفتم بگو ز اهد آن رهنماى منزلگفتا که دست خود را بر دار از سر دلگفتم ز ساربان گو با کاروان غم هاگفتا آژانس دارد با تور دور دنیاگفتم بگو ز محمل یا از کجاوه یا دىگفتا پژو ، دوو ، بنز یا گلف نوک مدادىگفتم که قاصدک کوآن باد صبح شرقىگفتا که جاى خود را داده به [!]س برقىگفتم بیا ز هد هد جوییم راه چارهگفتابه جاى هد هد،دیش است وماهوارهگفتم سلام ما را باد صبا کجا برد ؟گفتا به پست داده آورد یا نیاورد؟گفتم بگو ز مشکِ آهوى دشت زنگىگفتا که ادکلن شد در شیشه هاى رنگىگفتم سراغ دارى میخانه اى حسابىگفت آنچه بود از دم ، گشته چلوکبابىگفتم : بیا دوتایى لب تر کنیم پنهانگفتا نمى هراسى از چوب پاسبانانگفتم بلند بوده موى تو آن زمان هاگفتا به حبس بودم از ته زدند آن هاگفتم شما و زندان حافظ ما رو گرفتی؟گفتا ندیده بودم هالو به این خرفتى

دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 19:40
+4
دخترك هيچگاه هم آغوشي هايت را با عشق مقايسه نكن چون هيچ مردي در رختخواب نامهربان نيست.....!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 19:39
+6
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


من به تو سلام میکنم تو که تک ستاره دمادم غروبی ای مهوش غزالها ای ترانه ساز هستی ای که جادوی کلماتت قلمها را سرنگون میکند سلام


دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 19:39
+1
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

عمیقترین و بهترین تعریف از عشق این است که : عشق زاییده تنهایی است…. و تنهایی نیز زاییده عشق استتنهایی بدین معنا نیست که یک فرد بیکس باشد …. کسی در پیرامونش نباشد! اگر کسی پیوندی ، کششی ، انتظاری و نیاز پیوستگی و اتصالی در درونش نداشته باشد تنها نیست! برعکس کسی که چنین چنین اتصالی را در درونش احساس میکندو بعد احساس میکند که از او جدا افتاده ، بریده شده و تنها مانده است ؛در انبوه جمعیت نیز تنهاست ……

دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 19:38
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

باز هم قلبی به پایم اوفتادباز هم چشمی به رویم خیره شدباز هم درگیر و دار یک نبردعشق من بر قلب سردی چیره شدباز هم از چشمه ی لب های منتشنه ای سیراب شد،‌سیراب شدباز هم در بستر آغوش من رهروی در خواب شد ،‌در خواب شد

دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 19:36
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ