یافتن پست: #ها

reza
reza
برد مقتدرانه و شيرين تيم پرسپوليس را به همه پرسپوليسي هاي عزيز تبريك ميگم.
به اميد قهرماني{-21-}
دیدگاه  •   •   •  1391/01/17 - 11:09
+4
-2
shadmehr
shadmehr
من ديگه ميرم بخوابم بچه ها شب بخيييير
دیدگاه  •   •   •  1391/01/17 - 02:12
+5
reza
reza
بی تو من از نسل بارانم ، چون ابر بهارانم گریانم
بی تو من با چشم گریان ، سیل غم برد آشیانم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

توآن باران تند بیقراری که راهی غیر باریدن نداری

نمی ماند نشانی از بدی ها اگر بر تک تک دلها بباری

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

مثل باران چشمهایت دیدنی است ٬ شهر خاموش نگاهت دیدنی است

زندگانی معنی لبخند توست ٬ خنده هایت بی نهایت دیدنی است
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
در روز بارانی ، چتر نشانه فداکاری است ……
پس چتری باش برای آنکه دوستش داری ، در روزهای بارانی اش
دیدگاه  •   •   •  1391/01/17 - 01:50
+6
d.m
d.m
گاهی که دلم
به اندازهء تمام غروبها می گیرد
چشمهایم را فراموش می کنم
اما دریغ که گریهء ، دستانم نیز مرا به تو نمی رساند
من از تراکم سیاه ابرها می ترسم و هیچ کس
مهربانتر از گنجشکهای کوچک کوچه های کودکی ام نیست
و کسی دلهره های بزرگ قلب کوچکم را نمی شناسد
و یا کابوسهای شبانه ام را نمی داند
با این همه ، نازنین ، این تمام واقعه نیست
از دل هر کوه کوره راهی می گذرد
و هر اقیانوس به ساحلی می رسد
و شبی نیست که طلوع سپیده ای در پایانش نباشد
از چهل فصل دست کم یکی که بهار است


مـــ-ن هنــوز تو را دارم
آخرین ویرایش توسط asemanabi در [1391/01/17 - 01:52]
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/17 - 01:50
+4
d.m
d.m
تو به من خندیدی
و نمی دانستی
من به چه دلهره ازباغچه همسایه
سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تودید
غضب آلوده به من کرد نگاه
سیب دندان زده ازدست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز....
سال هاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان
می دهد آزارم
و من اندیشه کنان
غرق این پندارم
که چرا
خانه کوچک ما
سیب نداشت...
آخرین ویرایش توسط asemanabi در [1391/01/17 - 01:40]
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/17 - 01:39
+5
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
شخصی را به جهنم می بردند، در راه جهنم صورتش را برمیگرداند و به عقب خیره می شد...
ناگهان! خداوند فرمود: صبر کنید، او را به بهشت ببرید...!
فرشتگان با تعجب دلیل این کار را پرسیدند؟!
خداوند به آنها فرمود: او در راه رفتن چند بار به عقب نگاه کرد و در دلش امید به بخشش من داشت و من نیز او را بخشیدم...
دیدگاه  •   •   •  1391/01/17 - 01:36
+14
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
@ramins
خداي اطلسي ها با تو باشد
پناه بي کسي ها با تو باشد
تمام لحظه هاي خوب يک عمر
به جز دلواپسي ها با تو باشد .

تولدت مبارک{-35-}{-35-}
4 دیدگاه  •   •   •  1391/01/17 - 01:31
+15
من خدایی دارم ...
من خدایی دارم که برایم تا صبح رازقی می چیند
و اگر دل بدهم، او مرا می بیند.
من خدایی دارم که سر سفره اسرار ازل،
بهترین های جهان را که خدایی هستند،
بر سر سفره من می چیند.
او ز حد برده محبت:
من اگر عاشق و مستم یا اگر دیوانه،
من اگر پیر و مریضم یا اگر جانانه،
من اگر زشت و کثیفم یا اگر مستانه،
من اگر لاغر و زردم یا پُر و پیمانه،
باز هم بر سر من منت شاهی دارد!
او مرا می خواند، او مرا می خواهد
و چه خوشبختم من
و چه سبزینه بهاری دارم
من خدایی دارم که مرا می خواهد...

@miladjafari
@sin_sin
آخرین ویرایش توسط hajivandian در [1391/01/17 - 01:04]
3 دیدگاه  •   •   •  1391/01/17 - 01:02
+7
d.m
d.m
آسمـان هـم کـه بـاشی

بـغلت خـواهــم کـرد …

فـکر گـستـردگـی واژه نبـاش

هـمه در گوشه‌ی تـنـهایـی مـن جـا دارنـد …

پـُر از عـاشـقـانـه ای تـو

دیـگر از خـدا چـه بـخواهــم
دیدگاه  •   •   •  1391/01/17 - 00:58
+5
امید
امید
زندگی میکنم، حتی اگر بهترین هایم را از دست بدهم!!! چون این زندگی کردن است که بهترین های دیگر را برایم میسازد بگذار هر چه از دست میرود برود؛ من آن را میخواهم که به التماس آلوده نباشد، حتی زندگی را .

"ارنستو چه گوارا"
دیدگاه  •   •   •  1391/01/17 - 00:54
+7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ