یافتن پست: #ها

hamidreza
hamidreza
مرور میکنم
...احساسی را که.....
....چشمانی را که.....
غروری را که.....
عمری را که.....
سالهایی را که.....
.....سرعت مرورگرم چقدر بالاست....
گویا پهنای باند خاطراتم بسیار است
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 21:39
+1
حمید
حمید
قلیون میوهای دیده بودیم ولی قلیون تلفنی ندیده بودیم{-16-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 21:38
+2
حمید
حمید
شاهکار هایی از نقاشی خیابانی
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 21:36
+2
mah3a
mah3a
خدايا هرگزنگويمت; كه بيا دست ما بگير , عمريست گرفته ای مبادا رها كنی.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 21:32
+2
حمید
حمید
باز هم موضوعی جالب از دنیای دختران: گیر كردن دست دختر در عابر بانك ATM!

سخنگوی دپارتمان آتش‌نشانی ایالت «پنسیلوانیا» در این‌باره به رسانه‌های رسمی آمریکا خاطرنشان کرد: اوایل صبح امروز یک زن حین برداشت پول دستش در محل خروج وجه نقد گیر کرد. ماموران بلافاصله به محل اعزام شده موفق شدند دست این زن را از دستگاه عابربانک خارج کنند.

این مقام مسئول در ادامه یادآور شد: ماموران دپارتمان آتش‌نشانی با استفاده از تجهیزات مخصوص دست این زن را از دستگاه پرداخت پول خارج کردند.بر اساس این گزارش علت اصلی گیر افتادن دست این زن در دستگاه عابربانک مشخص نشده است و تحقیقات در این ‌رابطه ادامه دارد.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 21:30
+1
امید
امید
آشنا هايم غريبه هايي هستند كه تنها اسمشان را ميدانم.....
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 20:51
+4
parham
parham
بچه ها شب همه گی بخیر برم که فردا 8 صبح باید قیام دشت city باشم خوش باشین همه {-35-}{-35-}{-35-}{-22-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 20:26
+3
parham
parham
تا حالا ازین اس ام اس ها داشتین؟!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 20:22
+3
parham
parham
مرسی از لایک های گرمتون
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 20:16
+2
عسل ایرانی
عسل ایرانی
یکی از اساتیدمون میگفت: "یه استاد داشتیم هر سری میومد سر کلاس به دختر خانمها تیکه میانداخت. یه روز دخترا تصمیم گرفتند با اولین تیکه ای که انداخت از کلاس برن بیرون.... قضیه به گوش استاد رسيد (ميدونيد كه، توسط عده اي از آقا پسرهاي جان بر كف!!!!!)، جلسه بعد استاد کمي دیر اومد سر کلاس و براي توجيه دير آمدنش گفت: از انقلاب داشتم میومدم، دیدم یه صف طولانی از دخترا تشکیل شده، رفتم جلو پرسیدم، گفتند با کارت دانشجویی شوهر میدن! دخترا پا شدند كه برن بیرون، استاد گفت: کجا میرید، وقتش تموم شد، تا ساعت 10 بود! تمام کلاس رفت رو هوا..!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 19:34
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ