یافتن پست: #ها

مهسا
مهسا
لحظه هارامیگذراندیم تابه خوشبختی برسیم غافل ازاینکه خوشبختی درآن لحظه هابودکه گذراندیم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 18:16
+2
مهسا
مهسا
پروانه ها را بگویید دست از خودسوزی بردارند ... این روزها شمع ها هم اشک تمساح می ریزند ...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 18:15
+2
مهسا
مهسا
آدمی نباش، که برای هوسها و خواسته هایت می دوی ولی برای اهدافت قدم ازقدم بر نمی داری
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 18:14
+2
sasan pool
sasan pool
سلام ای غروب غریبانه دل سلام ای طلوع سحرگاه رفتن سلام ای غم لحظه های جدایی خداحافظ ای شعر شبهای روشن خداحافظ ای شعر شبهای روشن خداحافظ ای قصه عاشقانه خداحافظ ای آبی روشن عشق خداحافظ ای عطر شعر شبانه خداحافظ ای همنشین همیشه خداحافظ ای داغ بر دل نشسته تو تنها نمی مانی ای مانده بی من تو را می سپارم به دلهای خسته تو را می سپارم به مینای مهتاب تو را می سپارم به دامان دریا اگر شب نشینم اگر شب شکسته تو را می سپارم به رویای فردا به شب می سپارم تو را تا نسوزد به دل می سپارم تو را تا نمیرد اگر چشمه واژه از غم نخشکد اگر روزگار این صدا را نگیرد خداحافظ ای برگ و بار دل من خداحافظ ای سایه سار همیشه اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم خداحافظ ای نوبهار همیشه
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 18:09
+2
sasan pool
sasan pool
چو بغضی کهنه در غربت اسیرم چو آهی کز صدای خفته سیرم من اینجا مانده ام تنها خدایا همین روزاس که در غربت بمیرم ببین اینجا پرنده رو زمینه یه عمره خواب ِ پرواز و می بینه در اینجا پشت ِ هر آهوی معصوم ببین گرگی نشسته در کمینه!! در اینجا باید از خوبان جدا بود مث ِ شبنم غریوی بی صدا بود !! در اینجا زندگی تلخه خدایا چقد سخته غریبی آشنا بود !! در اینجا قلب صاف و صادقی نیست میان گریه هاشان هق هقی نیست ! در این دنیای تلخ بی مروت دریغا ای دریغا ، عاشقی نیست
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 18:02
+1
sasan pool
sasan pool
خسته ام ز مردمی که نامشان عروسکی است مردمی که لحن هر کلامشان عروسکی است کوک می شود زمان نام و عشق و خوابشان کفتر نشسته روی بامشان عروسکی است من به نام اینه قسم نمی خورم ولی چهرهای روشن نقابشان عروسکی است مردمی که اختراع دستشان عروسک است زندگی و کوشش و سلامشان عروسکی است
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 17:58
+1
sasan pool
sasan pool
نمي رنجم اگر باور نداري عشق نابم را که عاشق از عیار افتاده در این عصر عیاری صدایی از صدای عشق خوش تر نیست حافظ گفت اگر چه بر صدایش زخم ها زد تیغ تاتاری اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است اکسیر من نه اینکه مرا شعر تازه نیست من از تو می نویسم و این کیمیا کم است سرشارم از خیال و لی این کفاف نیست در شعر من حقیقت یک ماجرا کم است تا این غزل شبیه غزل های من شود چیزی شبیه عطر حضور شما کم است گاهی تو را کنار خود احساس میکنم اما چقدر دلخوشی خواب ها کم است خون هر آن غزل که نگفتم به پای توست آیا هنوز آمدنت را بهار کم است.{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 17:57
-1
mina_z
mina_z
خواهش میکنم ، بی حوصلگی هایم را ببخش ، بدخلقی هایم را فراموش کن بی اعتنایی هایم را جدی نگیر در عوض من هم تو را می بخشم که مسبب همه ی اینهایی . . .
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 17:52
+3
مهسا
مهسا
نگران اشک‌هایم نباش ! از لبخندم بترس که معنایش اشک‌های فردای توست
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 17:50
+2
sasan pool
sasan pool
می ایستم مقابل آیینه می بینمت دوباره ، که تنهايي من با توأم همیشه ، ولی انگار در هر دو شکل؛ باز ، تو تنهايي لبخندمن إفاقه نکرد - از بس پیچیده ای به اشک - ز تنهايي رفتم به باغ آینه ، امّا باز با صد هزار آینه ، تنهايي گرچه خطاست - آینه ، بشکستم عیب من است : اینکه ،تو تنهايي برگرد این نفس نفس آخر از من مگیر لذّت تنهايي{-38-}{-38-}{-38-}{-38-}{-38-}{-31-}{-31-}{-31-}{-60-}{-60-}{-60-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 17:48
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ