یافتن پست: #ها

مهسا
مهسا
زیر بارون بدون چتر با دستانی یخ کرده دست در دست هم توی پیاده رو های آب گرفته ی شهر نگاه مردمی که با حسرت ما را نگاه می کنند خواب قشنگی بود ... اما باز هم خیس شدم نه از آب باران از اشک ...
2 دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 00:47
+8
مهسا
مهسا
می دانی ؟ تنها دلیل این همه دیوانگی هایم اینست که نمی خواهم مدیون و گناهکار روزی کشیده شوم به دادگاه آرزوهایم !
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 00:45
+8
مهسا
مهسا
حرف هایم را تعبیر می کردی سکوتم را تفسیر دیروزم را فراموش فردایم را پیشگوئی به نبودنم مشکوک بودی در بودنم مردد از هیچ گلایه می ساختی از همه چیز بهانه من کجای این نمایش بودم؟
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 00:37
+9
مهسا
مهسا
گاهی آنقدر شبیه دلتنگی ام که حجم این همه تنهایی در خیال دلم نمی گنجد و گاهی آنقدر ابری ام که تاب این همه باران را ندارم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 00:35
+9
ronak
ronak
طریقه ی زن گرفتن انسانهای قدیمی
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 00:25
+7
مهسا
مهسا
بند دلـــم را به بند کفش هایت گره زده بودم که هر جا رفتـی دلم را با خود ببری غافل از اینکه تو پا برهنه می روی و بی خبر…
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 00:11
+6
-1
مهسا
مهسا
اشک میریزم و نمیفهمم برای کدام یک از غصه هایم...!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/22 - 23:52
+8
مهسا
مهسا
دلم برای کسی تنگ است که گمان میکردم می آید می ماند و به تنهائیم پایان میدهد آمد رفت وبه زندگی ام پایان داد . . .
دیدگاه  •   •   •  1390/10/22 - 23:39
+6
amir taha
amir taha
از تقدیر سرنوشت غمگین نباش رفیق چه بسا کرکس هایی که روی اجساد شیرها رقصیدند شادی کردند و خود را بزرگ پنداشتند اما نمیدانستند شیر، شیر میماند و کرکس، کرکس‬
دیدگاه  •   •   •  1390/10/22 - 23:20
+7
amir taha
amir taha
کاش همیشه در کودکی می ماندیم تا به جای دلهایمان سر زانوهایمان زخمی میشد
دیدگاه  •   •   •  1390/10/22 - 23:13
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ