رضا
می نویسم: " د ی د ا ر" تو اگر بی من و دلتنگ منی یك به یك فاصله ها را بردار
رضا
نه در رفتن حرکت بود نه در ماندن س[!]. شاخه ها را از ریشه جدایی نبود و باد سخن چین با برگها رازی چنان نگفت که بشاید. دوشیزه ی عشق من مادری بیگانه است و ستاره پر شتاب از گذرگاهی مایوس بر مداری جاودانه می گردد. احمد شاملو
رضا
ببخش مرا كه براي نگاهت كافي نبوده ام ببخش اگر دستانم ، براي نگاه داشتنت كوچك بود ببخش مرا اگر در قلبم جا شدي...................
Pedram
زندگي مانند نقش و نگارهاي قالي ايراني است كه زيبا هست ولي درك معناي آن مشكل است .
رضا
بود بر شاخه هایم آخرین برگ تو پنداری که شب چشمم به خواب است ندانی این جزیره غرق آبست به حال گریه می خوانم خدا را به حال دوست می جویم شما را ...................
مرسی
1390/10/18 - 20:42خواهش میشه
1390/10/19 - 10:17